بسیار طبیعی به نظر میرسد که هر یک از ما ایرانیان، در باره وقایع تاریخی و عصر حاضر، نقطه نظرات متفاوتی داشته باشیم و در برخی موارد نیز اختلافات شدیدی بینمان وجود داشته باشد اما اگر هر یک از ایرانیهایی که به واقع نگران این مرز و بوم هستند با استفاده از ظرفیتهای موجود در دیپلماسی عمومی، با هم گفتگو کنند و در فضای کاملا دوستانه و بدون حب و بغض، همدیگر را تحمل کرده و به واقعیتها دست یابند، دیگر جای هیچ سوء استفادهای برای بدخواهان میهن عزیزمان ایران باقی نمیماند.
هیچکس همه چیز دان نیست و هر یک از ما ممکن است مقداری از واقعیت را بدانیم؛ بنابراین با گفتگو میتوانیم دانستههای خود را برای هم به اشتراک بگذاریم و نادانستههایمان را جبران کنیم.
پایان هر جنگی به دیپلماسی میرسد و قرار نیست تا ابد جنگ ادامه داشته باشد و پایان هر اختلاف نظری هم بهتر است به دیپلماسی عمومی ختم شود.
تنها افراد و جریاناتی که با بدخواهان این مرز و بوم همراه و همگام هستند در نقطه مقابل ما ایرانیان قرار دارند و جز این هم نمیتواند باشد زیرا کسانی که نابودی میهنمان را آرزو میکنند، چگونه میتوانند در کنار ما و دوستان ما باشند؟!
من سالهاست بر این باورم که ما ایرانیان نباید همیشه نوک پیکان انتقادات را به طرف حاکمیتها قرار دهیم زیرا با این روش مردم را بدون تقصیر خواهیم دانست.
مردم برای بهبود وضعیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سرزمین خود دارای وظایفی هستند و به نظر میرسد که در برهههایی از تاریخ کشورمان ما مردم کوتاهیها و قصورهایی را داشتهایم.
البته این به آن معنا نیست که حاکمیتها کاملا بیتقصیر هستند و ما باید فقط مردم را مقصر بدانیم اما باید بدانیم و آگاه باشیم که اگر همه تقصرها را از ناحیه حاکمیت ببینیم، از کوتاهیها و قصورهای خودمان غافل خواهیم شد.
به نظرم یک جریان استکباری و استحماری در جهان جریان دارد که این باور را که همیشه مقصر حاکمیتها هستند را به خورد ملتها دهد تا هیچگاه مردم در صدد رفع کوتاهیها و قصورهای خود نباشند و همواره علیه حاکمیتها قیام کنند.
نوعی فریب و ستم در این جریان دیده میشود. لطفا با دقت و عمیق در این باره بیندیشید.
ما بجای اینکه به ریشهها بپردازیم همیشه با تنه، شاخه، ساقه، برگ و دیگر مواردی که از ریشه سرچشمه میگیرد سروکار داریم.
ملتها ریشهی تحولات هستند و برای همین است که هرگاه نظام سلطه و استکبار جهانی بخواهد در هر یک از ممالک جهان تغییرات و تحولاتی ایجاد کند، از نیروی ملتها و مردم آن سرزمینها بهرهبرداری میکند و بر علیه حاکمیتها میشوراند .
اگر ملتها باهم، برای هم و در کنار هم باشند و در چارچوب استانداردهای درست و منطقی برای منافع ملی خودشان برنامههای مفید و موثری را طراحی و اجرا کنند، خواهند توانست یک بار برای همیشه، از شر نظام سلطه و استکبار جهانی و نوکران آنها رهایی یابند.
باز هم تکرار میکنم: فریب و ستم از هر سو که باشد محکوم است و نباید مردم و ملتها، تن به فریب و ستم فریبکاران و ستمگران بدهند.
ما ایرانیان باید همیشه در مقابله و نبرد با فریب و ستم باشیم و با فریبکاران و ستمگران سازش نکنیم.
اما آیا پیشنیاز این کار اینگونه نیست که ابتدا خودمان را فریب ندهیم و به یکدیگر ستم نکنیم؟!
آیا این پیشنیاز از طرف مردم و ملتها به درستی و با دقت انجام میشود؟!
تصور کنید که در میان مردم و ملتها، به وفور فریب و فریبکاری، ستم و ستمگری رواج داشته باشد؛ آیا در این شرایط میتوان امیدی برای داشتن حاکمیتهایی بدون فریب و ستم داشت؟!
در خانوادهها و خاندانهای ما ایرانیها فریب و ستم، فریبکاری و ستمگری رواج ندارد؟!
چرا از خودمان آغاز نمیکنیم و اینطور تصور میکنیم که همه تقصرها بر گردن حاکمیتها است؟
لطفا نگویید که الناس علی دین ملوکهم؛ چون اصلا به این موضوع باور ندارم.
بهتر است به این مطلب باورمند باشیم که میگوید: مردم هر سرزمینی؛ لایق همان حاکمیتی هستند که دارند.
اگر حاکمیت خوب است و اگر حاکمیت خوب نیست را باید در نتیجه رفتار مردم و ملتها بدانیم.
باز هم تکرار میکنم که من در صدد اثبات بیتقصیری مطلق حاکمیتها نیستم.
حاکمیتها در مواردی که غیر قابل رد و غیر قابل انکار است مقصر هستند و باید پاسخگو باشند اما سهم مردم و ملتها را نیز نباید بطور مطلق نادیده گرفت.
برای رسیدن به یک حاکمیت خوب که بتواند بر اساس اصول و مبانی درست و منطقی منافع ملی و در جهت منافع مردم و ملتهای ممالک دنیا حکمرانی را به انجام برساند بایستی ابتدا مردم و ملتها خود را بر ریل درستی و منطق قرار دهند.
در مطالب بعدی به جزئیات بیشتری خواهم پرداخت.
موسیقی ورزش صبحگاهیhttps://www.namasha.com/v/okj83K7w
آهنگساز: استاد فردین خلعتبری
موسیقی ورزش صبحگاهی
تار و تار باس: علی قمصری
پس از اعلام رسمی نتایج بررسیها و تلاش و کوشش اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری در باره انتخاب شخصیت اصلح؛ زمانی که نام حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، فرزند برومند رهبر شهید حضرت آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای بهعنوان رهبر جدید بیان شد و مردم ایران بهخاطر این انتخاب، با ابراز شادمانی و بطور فوجفوج، با ایشان بیعت کردند، به یاد سوره مبارکه نصر از قرآن کریم افتادم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد، (۱)
وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾
و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند، (۲)
فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
میخواستم به عرض رهبری جدید برسانم که این حرکت ارزشمند مردم شریف ایران که فوج فوج اعلام بیعت خالصانه را انجام دادهاند، حمد و سپاس پروردگار را بر ایشان واجب گردانیده است و ضرورت بازبینی در سیاستهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که به هر دلیلی، بطور اشتباهی یا تعمدی طراحی و اجرا شده و باعث به زحمت افتادن این مردم نجیب شده است، اجتنابناپذیر مینمایاند.
آنچه که در طول این سالها گفتم و نوشتم این بود که گروهی از کسانی که در بدنه حاکمیت و مردم حضور دارند، با مجموعهای از پندارها، گفتارها و کردارهای خود، باعث ایجاد و افزایش شکاف و فاصله مابین مردم و حاکمیت شدند و به نظر من اصلیترین دغدغه رهبر جدید بهتر است کاهش و حتی حذف این فاصله و شکاف باشد.
بدخواهان این مرز و بوم نیز همواره در حال اندازهگیری میزان شکاف و فاصله میان حاکمیت و مردم هستند تا زمان انجام تهاجم و تجاوز به میهنمان را محاسبه کنند.
اگر بهخوبی عمق تاریخ و حتی تاریخ معاصر را مطالعه کنیم، درمییابیم که درست در زمانی که بدخواهان این مرز و بوم در محاسبات خود به شکاف و فاصله زیاد میان حاکمیت و مردم ایران پی بردند، دست به اقدامات تجاوزگرانه و براندازانه زدند.
البته بدخواهان میهن عزیزمان ایران ننشستهاند تا شکاف میان حاکمیت و مردم ایران ایجاد شده و افزایش داده شود بلکه از طریق ایجاد نفوذ برخی افراد و عناصر در بدنه مردم و حاکمیت و طراحی و اجرای برنامههای تفرقهافکنانه تلاش میکنند تا نتایج مطلوب نظرشان به دست آید.
از سالهای پس از تحولات سال ۱۳۵۷ تا اکنون، بارها شاهد حضور اینگونه افراد و طراحی و اجرای برنامههای مخرب اینچنینی بوده و هستیم.
جا دارد که در آغاز دوره رهبری جدید؛ شاهد شناسایی و پاکسازی افراد و عناصر فاصلهانداز و شکافانداز میان حاکمیت و مردم باشیم و برنامههایی که همیشه به منظور ایجاد و افزایش فاصله و شکاف مابین مردم و حاکمیت طراحی و اجرا میشدند را از دستور کار خارج سازیم.
هویت ملی، دینی و مذهبی ما بر اساس آموزههای اصیل ملی، دینی و مذهبی ما شکل گرفته است و بایستی از هرگونه اضافات جعلی و غیر واقعی مصون بماند.
کسانی که خود را از عناصر اصیل ملی، دینی و مذهبی میدانند و به دنبال اثبات اصلیت عناوین، منابع، متون، مدارک و اصول و مبانی برآمده از سرچشمههای واقعی و همچنین اهلیت خود در این راستا هستند؛ وظیفه سنگینی بر دوش دارند.
زمانی دشمنشناسی و دوستشناسی بسیار دشوار بود اما در روزگاری که در آن زندگی میکنیم، پردهها کنار رفته و همه چیز عیان گشته است.
انتظار من بهعنوان یک شهروند ایرانی از رهبر جدید این است که به استناد آیات سوره مبارکه نصر؛ به شکرانه پایبندی ملت شریف ایران به ادامه جریان رهبری و ولایت فقیه با حضور ایشان، حمد و سپاس پروردگار را از طریق تلاش و کوشش برای کاهش و حذف شکاف و فاصله میان حاکمیت و مردم، بجا آورند.
برای ایشان، مجموعه دستاندرکاران دستگاههای زیرمجموعه قوای سهگانه و ملت غیور و شریف ایران، بهترین روزگار همراه با بهترین هدایای الهی را آرزومندم.
سالها پیش یک پیر طریقت الیالله و مولیالموحدین علی (ع) داشتیم بهنام حسین پیر بسطامی که از نوادگان بایزید بسطامی بودند.
ایشان شخصیت بسیار موحد، اهل ذکر و سلامت روحی بالایی داشتند و همه را به بهرهمندی از ایمان بالا و توجه زیاد به آموزههای الهی دعوت میکردند و در زندگی شخصی و خانوادگی خودشان نیز این موارد را بطور کامل رعایت میکردند.
هر پنجشنبه در کنار ایشان دور هم جمع میشدیم و برنامه جذابی برای تقویت روح ایمانداران اجرا میشد و در انتهای مراسم، دیگجوشی برای پذیرایی تقسیم میشد.
ایشان این روزها را پیشبینی کرده بودند و همیشه میگفتند: خود را برای چنین روزهایی آماده کنید.
پس از آنکه این مرد خدا خرقه تهی کردند؛ هر ساله بههمراه دوستداران این مرد بزرگ به بسطام استان سمنان میرویم و با حضور بر مزار ایشان و جدشان بایزید بسطامی، یادشان را گرامی میداریم.
برنامههای دیگری هم برپاست که در زمان مناسبتر به شرح آن خواهم پرداخت.
حضور بر سر مزار شیخ ابوالحسن خرقانی نیز از دیگر برنامههای ماست که آن هم شرح حالی دارد.
اگر برای کسی بحران مالی رخ دهد، او برای حل مشکل مالی خود به سراغ پس اندازش میرود.
پسانداز بر دو نوع است: یا باید در حساب خود پول داشته باشد و یا در جامعهای که در آن زندگی میکند؛ اعتبار.
حال اگر نه پول داشته باشد و نه اعتبار، برای او چه وضعیتی پیش میآید؟
نه تنها بحران پیش آمده رفع نمیشود بلکه دامنه آن بحران، گستردهتر نیز میشود.
بحرانی که برای کشور ما پیش آمده؛ فقط با استفاده از پسانداز فرهنگی و اجتماعی میتوانیم از آن عبور کنیم.
در خانه اگر کس است؛ یک حرف بس است.
آرزو برای آینده ایران؛ حق هر کسی است اما آرزو کنندگان به دو گروه خیرخواه و بدخواه ایران و ایرانیان تقسیمبندی میشوند.
خیرخواهان ایران تاج سر ما هستند و ما نیز برایشان خیرخواهی خواهیم داشت.
اما بدخواهان این مرز و بوم؛ از هر ملیتی که باشند باید بدانند که همیشه خواستن توانستن نیست و اگر برای میهن عزیزمان ایران بدخواهی کنید، بدانید و آگاه باشید که بد خواهید دید.
از ما گفتن...
به همه کسانی که هنوز به نوکران نظام سلطه و استکبار جهانی و پابوسهای آنها دل سپردهاند توصیه میکنم تاریخ را خوب بخوانند.
همین.
با توجه به اینکه ادوات و ابزار جنگی در حال حاضر نسبت به گذشته دچار تحولات شگرف شده و یکی از سلاحهای مدرن جهان امروز که گاهی قدرتمندتر از سلاحهای متعارف عمل میکند، ابزارهای رسانهای است، لازم و ضروری به نظر میرسد که برای مقابله با این سلاح، تدابیر درست و منطقی اندیشیده شود.
از چند سال گذشته تاکنون ما شاهد فعالیت برخی رسانههای پارسی زبان بودهایم که قلب توانمندیهای ایران را نشانه رفته است و با طراحی و اجرای برنامههای خود، آسیبهای جدی بر داشتههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشورمان وارد کردهاند.
اصلیترین هدف این رسانهها؛ خلع سلاح فرهنگی ایرانیان است زیرا در طول تاریخ، ایرانیان با بهرهمندی از عناصر هویتبخش فرهنگی خود توانستهاند در مقابل تجاوز بدخواهان این مرز و بوم بایستند و آنها را شکست دهند.
در دل فرهنگ و تمدن ایران زمین، خودباوری مثال زدنی وجود دارد که این واقعیت همواره خار چشم دشمنان ایران و ایرانیان بوده است و به همین دلیل این رسانهها در تلاش هستند تا خودباختگی را جایگزین خودباوری ملت ایران کنند.
غرور و شرف ملی، دینی و مذهبی ایرانیان را مورد هدف قرار دادهاند و میخواهند بیغیرتی و بیشرفی را ترویج کنند.
حال این پرسش مطرح است که چرا باید اجازه دهیم این ابزارهای نوین جنگی، به راحتی از میان ملت ایران قربانی بگیرند؟
آیا زمان آن فرانرسیده است که صاحبان فرمان ملی و فتوای دینی و مذهبی امر کنند تا با تمام قدرت علیه این جنگافزار مهلک و کشنده بپاخیزیم؟
به نظر من اگر همین حالا دست بکار شویم نیز دیر است.
من نه صاحب فرمان ملی هستم و نه صاحب فتوای دینی و مذهبی؛ امابعنوان یک ایرانی از صاحبان فرمان و فتوا درخواست میکنم در این زمینه اقدام سریع را به انجام برسانند.
همه میدانیم که کیفیت فعالیت این جنگافزارهای نوین و مدرن، مشمول آزادی بیان نمیشوند و بطور صد در صد در اختیار و تحت امر سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی کشورهای تحت رهبری و مدیریت نظام سلطه و استکبار جهانی هستند.
پس درنگ برای چیست؟
در شهرها و روستاهای کشور واحدهای مسکونی خالی وجود دارد که مورد استفاده کسی قرار نگرفته است.
پیشنهاد میکنم این واحدها بطور موقت در اختیار آسیبدیدگان جنگ تحمیلی جاری قرار گیرند تا سرپناه موقتی برای آنان باشد.
نحوه واگذاری این واحدهای مسکونی را میتوان در قالب آییننامه ضوابط اجرایی تهیه و تدوین کرد.
نمیدانم واحدهای مسکونی چند خانوار تاکنون دچار آسیب شده و میشود اما گمان میکنم این راهکار میتواند بخشی از مشکلات این بخش از خسارات جنگی را حل کند.
برای این منظور؛ نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستای کشور میتوانند نقش موثری داشته باشند.
زمان موقت در واقع همان مدت زمانی خواهد بود که بتوان واحدهای مسکونی آسیب دیده از جنگ را بازسازی کرد.
لطفا اطلاعرسانی کنید تا شاید امکان طراحی و اجرای یک برنامه موفق در این زمینه وجود داشته باشد.
سپاس.