
از نوع واکنشهای امریکا و صهیونیستها و همچنین همراهان و همگامان آنها، کاملا روشن است که از دست ما بسیار عصبانی هستند.
در این هنگام به یاد جمله معروف شهید بهشتی افتادهام که میگفتند:
امریکا؛ از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
عصبانیت بدخواهان این مرز و بوم و همراهان و همگامانشان از ما ایرانیها دلیلی جز گزینش هدف و مسیر درست از سوی ما نیست والا چه لزومی داشت که آنها از دست ما عصبانی باشند!؟
اگر ما همان هدف و مسیری را برمیگزیدیم که بدخواهان این مرز و بوم تعیین کرده بودند، بطور طبیعی از ما خشنود میشدند.
مگر اینچنین نیست؟
همانگونه که مشاهده میکنیم برخی از به اصطلاح ایرانیها؛ فریب متجاوزان به میهنمان را خوردهاند و همراه و همگام با آنها، رفتارهای ضد ایرانی و همسو با امریکا و صهیونیستها انجام میدهند.
به راستی دیگر چه نشانههایی باید از بدخواهان این مرز و بوم سر بزند تا این گروه از فریبخوردگان به خود آیند و بیداری خود را بهدست آورند؟!
گروهی از اینها مزدبگیرند و مزدوران، همان مامورانی هستند که معذورند و گروه دیگر نیز از کمبود آگاهی و اطلاعات رنج میبرند و چون سرچشمه اطلاعات و اخبارشان رسانههای تحت امر نظام سلطه و استکبار جهانی هستند بنابراین شاید برای بیداری آنها نیازمند زمانی بیشتر باشیم.
اما میهندوستان، میهنپرستان، دینداران و مذهبیهای سرزمین ایران؛ لحظهای درنگ نکنند و به تعیین و تبیین مواضع ملی، دینی و مذهبی ایران زمین بپردازند تا ملتها در باره حقانیت ما و اثبات عدم حقانیت بدخواهان میهن عزیزمان ایران، به آگاهیهای لازم برسند.
چند گام دیگر به مرحله پیروزی خواهیم رسید.
ما برای مانایی و برقراری ایران و ایرانیان؛ تا آخرین نفس و تا پای جان ایستادهایم.
در ادبیات ما ایرانیان؛ در باره پندارها، گفتارها و کردارها، مطالب عمیق و ارزشمندی وجود دارد که انسان را به شگفتی وامیدارد.
باور داشتن به بازخورد پندار، گفتار و کردار انسان، دوراندیشی، آیندهنگری و بازدارندگی ایجاد میکند تا هر کسی قبل از ورود به پندار، گفتار و کردار بداند که پس از آن، چه وضعیت و شرایطی در انتظار او خواهد بود.
در باره وقایع اخیری که ناشی از جنگ تحمیلی رمضان امسال بر سر ایران و ایرانیان آوردهاند نیز این موضوع دخالت دارد و در خصوص چگونگی پایان این درگیریها و عواقب پس از آن؛ خوب است که ایرانیان از ادبیات پربار و ارزشمند خود بهره ببرند.
گروهی از کشورهای منطقه و سایر قارهها در چند روز اخیر؛ بشدت در حال رایزنی با مقامات ایرانی هستند تا به درگیریها پایان دهند و بدون هیچ پیامدی برای متجاوزان و آغازکنندگان این جنگ، ماجرا را به پایان برسانند.
اینجا باید گفت:
پدر کشتی و تخم کین کاشتی
پدر کشته را کی بود آشتی
مگر میشود این حجم از خسارات و آسیبها را نادیده گرفت؟!
مگر جرم و گناه ایرانیان چه بود که اینگونه با ما رفتار شد؟
مگر آنان به دنبال تغییر حاکمیت و تجزیه خاک و ملت ایران نبودند؟
مگر آنان ایران را در حد کشورهای دیگر جهان که هر طور میخواهند با آنان رفتار میکنند، نپنداشتند؟
آنان باید بدانند که شرط عقل این است که پایان هر اقدامشان را محاسبه کنند.
باز در ادبیات ما چنین آمده است:
عاقل آن است که اندیشه کند پایان را
ما در این برهه از زمان باید درسی فراموش ناشدنی به همه کشورهای جهان بدهیم که دیگر چنین پندارها، گفتارها و کردارهای غلطی از آنها سر نزند.
اگر اندکی دیگر صبر و شکیبایی بخرج دهیم و دستگاه دیپلماسی ما نیز با مهارت بیشتری ماموریتهای خود را منطبق بر منافع ملیمان به انجام برساند خواهیم دید که نتایج خوبی بهدست خواهد آمد.
ما آغازگر جنگ نبودیم که اکنون بخواهیم بدون قید و شرط به پایان آن تن در دهیم.
موضوعاتی مانند آتشبس، گفتگو، صلح و سازش نیز در ادبیات ما بسیار ریشه دارد و در باره هر یک از آنها درس و مشقهای نابی گفته شده است.
اما آنچه که اکنون ایرانیان باید بدانند و بدان عمل کنند این است که در یک درگیری ساده بین دو نفر نیز طرفین بدون قید و شرط رضایت نمیدهند و به پایان درگیری راضی نمیشوند.
بویژه آنکه آغازگر درگیری یکی از آنها باشد و آسیب زیادی به طرف دیگر وارد سازد.
پیشنهاد من این است که به موازات اقدامات دیپلماتیک توسط دستگاه دیپلماسی محض یا رسمی ما، ملت و مردم ایران نیز دیپلماسی عمومی خود را فعال کنند و با گفتگو و روشنگری در داخل و خارج کشور، باعث تعیین و تبیین مواضع ملی ما در عرصههای منطقهای و جهانی باشند.
دیپلماسی محض یا رسمی (روابط بینالدول یا دولتها) مسیر خود را میرود و در سطوح حاکمیتی ره میپیماید اما دیپلماسی عمومی (روابط بینالملل یا ملتها) نیز نقشه راه خود را دارد و بایستی گفتمانسازی، جریانسازی، هدفمندسازی و نظاممندسازی درست، دقیق و منطقی را در میان مردم ما و مردم و ملتهای جهان ایجاد و برقرار سازد.
بدین ترتیب؛ دیپلماسی عمومی ما خواهد توانست یار و همراه قدرتمندی در کنار دیپلماسی محض و رسمی کشور عزیزمان ایران باشد.
۵ سال زندان برای انتشار تصاویر حملات موشکی ایران در سرزمینهای اشغالی
رژیم صهیونیستی قانونی اضطراری وضع کرد؛ هر کسی ویدیو یا تصویری از اصابت موشکهای ایران به تلآویو در شبکههای اجتماعی منتشر کند، تا ۵ سال زندان در انتظارش است.
این اقدام پس از گزارشها درباره تلفات مقامات نظامی و تخریب تأسیسات استراتژیک این رژیم اشغالگر در حملات اخیر ایران انجام شده است.
ارتش رژیم صهیونیستی با محدود کردن انتشار فیلمهای تلفن همراه، قصد دارد خاموشی دیجیتال در مناطق درگیری را ادامه دهد.
همزمان در کشورهای منطقه مانند بحرین، امارات و کویت نیز افراد منتشرکننده تصاویر موشکهای ایرانی به جریمههای سنگین و زندان محکوم شدهاند.
آری مخاطب ارجمند؛ آزادی و آبادانی با حلوا حلوا کردن بهدست نمیآید و باید همت کرد و آن را به دست آورد.
شما از حضور اتباع افغانستانی گفتید که بهتر است بدانید کسانی که در سالهای گذشته در مقابل سیاستهای مدیریت و کنترل اتباع خارجی در کشور که از سوی حاکمیت انجام میشد میایستادند و برای استفاده از اتباع خارجی به هر دلیلی پنهانکاری میکردند، نمیتوانند از حضور اتباع غیر مجاز خارجی در کشور انتقاد کنند.
در باره اتباع عراقی و... نیز باید بگویم کسانی که با اینها معاملات مختلفی انجام میدهند ایرانیانی هستند که بخاطر رسیدن به منافع مادی، منافع ملی و امنیت ملی را نادیده میگیرند.
نباید کسانی از زندانهای خالی از روشنفکران و نخبگان سخن بگوینددر حالی که اکنون پشتیبان کسی هستند که پدر و پدر بزرگش سالها زندانها را از روشنفکران و نخبگان پر کرده بودند و خودش نیز اکنون همان سیاستها را بیان میکند و پابوس بدخواهان این مرز و بوم و جنایتکاران جهانی است.
وقتی فرزندان خود را فقط حمایتپذیر، لوس و ننر بار میآورید و آنها از شما هدایتپذیری و نظارتپذیری را نمیآموزند؛ دیگر حق ندارید یقه حاکمیت را بگیرید.
شما پدرها و مادرها اگر علاوه بر حمایتگری و نازکنارنجی بار آوردن فرزندان خود؛ هدایتگری و نظارتگری را در برنامه آموزشی و پرورشی خود در خانه و مدرسه قرار میدادید و فرزندان خود را علاوه بر حمایتپذیر بودن؛ هدایتپذیر و نظارتپذیر بار میآوردید، امروز برخی از مسئولان و مدیران ما فقط انتظار حمایت از مخاطبان خود نداشتند و هدایتپذیر و نظارتپذیر نیز میبودند.
وقتی معلمها و مدیرهای مدرسه؛ در راه هدایتپذیری و نظارتپذیری فرزندان شما تلاش و کوشش میکنند و در مقابل انتقادها و اعتراضهای فرزندان شما قرار میگیرند، شما همیشه حق را به فرزندان خود میدهید و رفتار هدایتگرانه و نظارتگرانه معلمها و مدیرهای مدرسهها را محکوم میکنید.
حال اگر همین فرزندان هدایتناپذیر و نظارتناپذیر شما به مسئولیت و مدیریت برسند و در مقابل مردم، هدایتپذیر و نظارتپذیر نباشند و در مقابل رفتار هدایتگرانه و نظارتگرانه مردم، علیه مخاطبان خیرخواه خود که مردم باشند، رفتارهای زشت و پرخاشگرانه انجام دهند، مقصر کیست؟
لابد شما هیچ تقصیری ندارید!
چرا همه تقصیرها را بر گردن دیگران میاندازید؟
چرا نمیخواهید ضعفهای خود را بر گردن بگیرید؟
البته که در کشور ما کمبود گردنبگیر داریم.
کمی انصاف داشته باشید.
انصاف چیز خوبی است.
بسیار طبیعی به نظر میرسد که هر یک از ما ایرانیان، در باره وقایع تاریخی و عصر حاضر، نقطه نظرات متفاوتی داشته باشیم و در برخی موارد نیز اختلافات شدیدی بینمان وجود داشته باشد اما اگر هر یک از ایرانیهایی که به واقع نگران این مرز و بوم هستند با استفاده از ظرفیتهای موجود در دیپلماسی عمومی، با هم گفتگو کنند و در فضای کاملا دوستانه و بدون حب و بغض، همدیگر را تحمل کرده و به واقعیتها دست یابند، دیگر جای هیچ سوء استفادهای برای بدخواهان میهن عزیزمان ایران باقی نمیماند.
هیچکس همه چیز دان نیست و هر یک از ما ممکن است مقداری از واقعیت را بدانیم؛ بنابراین با گفتگو میتوانیم دانستههای خود را برای هم به اشتراک بگذاریم و نادانستههایمان را جبران کنیم.
پایان هر جنگی به دیپلماسی میرسد و قرار نیست تا ابد جنگ ادامه داشته باشد و پایان هر اختلاف نظری هم بهتر است به دیپلماسی عمومی ختم شود.
تنها افراد و جریاناتی که با بدخواهان این مرز و بوم همراه و همگام هستند در نقطه مقابل ما ایرانیان قرار دارند و جز این هم نمیتواند باشد زیرا کسانی که نابودی میهنمان را آرزو میکنند، چگونه میتوانند در کنار ما و دوستان ما باشند؟!
من سالهاست بر این باورم که ما ایرانیان نباید همیشه نوک پیکان انتقادات را به طرف حاکمیتها قرار دهیم زیرا با این روش مردم را بدون تقصیر خواهیم دانست.
مردم برای بهبود وضعیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سرزمین خود دارای وظایفی هستند و به نظر میرسد که در برهههایی از تاریخ کشورمان ما مردم کوتاهیها و قصورهایی را داشتهایم.
البته این به آن معنا نیست که حاکمیتها کاملا بیتقصیر هستند و ما باید فقط مردم را مقصر بدانیم اما باید بدانیم و آگاه باشیم که اگر همه تقصرها را از ناحیه حاکمیت ببینیم، از کوتاهیها و قصورهای خودمان غافل خواهیم شد.
به نظرم یک جریان استکباری و استحماری در جهان جریان دارد که این باور را که همیشه مقصر حاکمیتها هستند را به خورد ملتها دهد تا هیچگاه مردم در صدد رفع کوتاهیها و قصورهای خود نباشند و همواره علیه حاکمیتها قیام کنند.
نوعی فریب و ستم در این جریان دیده میشود. لطفا با دقت و عمیق در این باره بیندیشید.
ما بجای اینکه به ریشهها بپردازیم همیشه با تنه، شاخه، ساقه، برگ و دیگر مواردی که از ریشه سرچشمه میگیرد سروکار داریم.
ملتها ریشهی تحولات هستند و برای همین است که هرگاه نظام سلطه و استکبار جهانی بخواهد در هر یک از ممالک جهان تغییرات و تحولاتی ایجاد کند، از نیروی ملتها و مردم آن سرزمینها بهرهبرداری میکند و بر علیه حاکمیتها میشوراند .
اگر ملتها باهم، برای هم و در کنار هم باشند و در چارچوب استانداردهای درست و منطقی برای منافع ملی خودشان برنامههای مفید و موثری را طراحی و اجرا کنند، خواهند توانست یک بار برای همیشه، از شر نظام سلطه و استکبار جهانی و نوکران آنها رهایی یابند.
باز هم تکرار میکنم: فریب و ستم از هر سو که باشد محکوم است و نباید مردم و ملتها، تن به فریب و ستم فریبکاران و ستمگران بدهند.
ما ایرانیان باید همیشه در مقابله و نبرد با فریب و ستم باشیم و با فریبکاران و ستمگران سازش نکنیم.
اما آیا پیشنیاز این کار اینگونه نیست که ابتدا خودمان را فریب ندهیم و به یکدیگر ستم نکنیم؟!
آیا این پیشنیاز از طرف مردم و ملتها به درستی و با دقت انجام میشود؟!
تصور کنید که در میان مردم و ملتها، به وفور فریب و فریبکاری، ستم و ستمگری رواج داشته باشد؛ آیا در این شرایط میتوان امیدی برای داشتن حاکمیتهایی بدون فریب و ستم داشت؟!
در خانوادهها و خاندانهای ما ایرانیها فریب و ستم، فریبکاری و ستمگری رواج ندارد؟!
چرا از خودمان آغاز نمیکنیم و اینطور تصور میکنیم که همه تقصرها بر گردن حاکمیتها است؟
لطفا نگویید که الناس علی دین ملوکهم؛ چون اصلا به این موضوع باور ندارم.
بهتر است به این مطلب باورمند باشیم که میگوید: مردم هر سرزمینی؛ لایق همان حاکمیتی هستند که دارند.
اگر حاکمیت خوب است و اگر حاکمیت خوب نیست را باید در نتیجه رفتار مردم و ملتها بدانیم.
باز هم تکرار میکنم که من در صدد اثبات بیتقصیری مطلق حاکمیتها نیستم.
حاکمیتها در مواردی که غیر قابل رد و غیر قابل انکار است مقصر هستند و باید پاسخگو باشند اما سهم مردم و ملتها را نیز نباید بطور مطلق نادیده گرفت.
برای رسیدن به یک حاکمیت خوب که بتواند بر اساس اصول و مبانی درست و منطقی منافع ملی و در جهت منافع مردم و ملتهای ممالک دنیا حکمرانی را به انجام برساند بایستی ابتدا مردم و ملتها خود را بر ریل درستی و منطق قرار دهند.
در مطالب بعدی به جزئیات بیشتری خواهم پرداخت.
موسیقی ورزش صبحگاهیhttps://www.namasha.com/v/okj83K7w
آهنگساز: استاد فردین خلعتبری
موسیقی ورزش صبحگاهی
تار و تار باس: علی قمصری