زیر چتر آبی - Under the blue umbrella

زیر چتر آبی - Under the blue umbrella

فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی . باهم، برای هم، در کنار هم؛ برای آبادانی میهن
زیر چتر آبی - Under the blue umbrella

زیر چتر آبی - Under the blue umbrella

فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی . باهم، برای هم، در کنار هم؛ برای آبادانی میهن

نقش و جایگاه دیپلماسی عمومی در مقابله با بحران‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی

در باره نقش و جایگاه دیپلماسی عمومی در مقابله با بحران‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیشنهاد می‌کند این فیلم را ببینید:

لطفا برای دیدن فیلم؛ اینجاhttps://www.aparat.com/v/u2610g5?refererRef=search را لمس کنید

درود بر شرف و غیرت ملت ایران

این روزها و شب‌ها، شاهد شرف و غیرت ایرانی هستیم.

شرافتمندانه و با غیرت زندگی کردن شیوه پهلوانان است و ملت ما، آیین و مرام پهلوانی را با پندار، گفتار و کردار خود نشان می‌دهند تا سرمشقی برای ملت‌های جهان باشد.

ملت‌های جهان ببینند و سرمشق بگیرند.

آری؛ می‌توان ایستاد و ذلت و خواری را نپذیرفت.

می‌توان به دهن زورگویان و جهانخواران زد و این موجودات کثیف را برای همیشه بر سر جایشان نشاند.

این باور راستین را باید به روح و جان ملت‌های جهان رساند.

در این لحظات حساس؛ هر ایرانی در هر نقطه‌ای از جهان، مرزبان داشته‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی  سرزمین مقدس ایران است.

هر کس خود را میهن‌دوست و میهن‌پرست می‌داند آگاه باشد که دیگر چیزی پنهان نمانده همه چیز عریان گشته است و بدخواهان این مرز و بوم با گستاخی تمام بیان کرده‌اند که تجزیه سرزمینی و بی‌اعتبار ساختن هویت ایرانی را نشانه رفته‌اند.

اگر هنوز کسانی هستند که از اجنبی‌ها پول و امکانات نگرفته‌اند تا مقابل ایران و ایرانی بایستند اما هنوز موجودات کثیفی مانند نتانیاهو و ترامپ و همچنین گردانندگان اصلی آنان را دوست و دلسوز ایران و ایرانی می‌دانند لطفا چشم‌ها و ذهن‌های خود را بیشتر باز کنند تا واقعیت‌ها را ببینند.

ما ایرانی‌ها اکنون در بهترین شرایط برای رسیدن به پیروزی نهایی هستیم.

بزودی ملت‌های جهان به ما خواهند پیوست.

ما هیچ تردیدی نداریم.


فردای پس از جنگ...

اگر تاریخ را با دقت بخوانیم خواهیم دید که جنگ؛ نه زیاد جدی است و نه زیاد شوخی.

جنگی که اکنون در میانه آن قرار داریم، نه اولین جنگ جهان است و نه آخرین؛ بلکه یک جریان زودگذر است که بزودی شاهد پایان آن خواهیم بود.

من منکر تلخی جنگ نیستم.

از دست دادن عزیزان و هم‌میهنان، داغ بزرگی بر دلمان می‌گذارد و خسارت‌های ناشی از جنگ که جبران آنها شاید سالها به طول انجامد اما وقتی چاره‌ای جز نبرد با زورگویان و جهانخواران باقی نمی‌ماند، دیگر چه باید کرد؟

تصور کنید کسی را که ناموسش مورد تعرض و تهدید قرار گیرد.

آیا در مقابل این جریان سکوت می‌کند؟

آیا تا پای جان؛ برای دفاع از ناموس خود نمی‌ایستد؟

اکنون میهن ما که تمام جان، مال و ناموس ماست مورد تهاجم  قرار گرفته است.

باید سکوت کنیم؟

یا اینکه با تمام وجودمان در مقابل متجاوزان بایستیم؟

اکنون پس از پاسخگویی به این پرسش‌ها بهتر است به فردای پس از جنگ بیندیشیم.

دفتر جنگ بسته می‌شود اما حکایت زندگی همچنان باقی می‌ماند.

از همین حالا باید در اندیشه ادامه زندگی پس از جنگ باشیم تا فردا و فرداهای پس از جنگ را با دقت و سرعت قابل قبولی بسازیم.

در این باره باهم به گفتگو بنشینیم.

برنامه‌ریزی کنیم.

استراتژی تعیین و تبیین کنیم.

در باره باهم بودن، برای هم بودن و در کنار هم بودن در راه بازسازی میهن سخن بگوییم.

روحیه خود را برای ادامه زندگی حفظ کنیم.

این مرز و بوم، جنگ ندیده نیست.

سالهاست که پای ماندگاری این میهن، خون‌ها ریخته می‌شود.

مرگ در راه دفاع از میهن، مردن نیست بلکه نامداری و ماندگاری است.

روز مرگ هر یک از ما در راه دفاع از میهن در برابر متجاوزان و بدخواهان این مرز و بوم، یک زادروز است.

این باور را داشته باشیم تا زندگی ما زیبا شود.

زیبایی زندگی با داشتن روحیه پهلوانی.

پهلوانی یعنی فقط خود را ندیدن و پهلوان فقط خود را نمی‌بیند و تحت حاکمیت تفکر اجتماعی قرار دارد و هرگز تحت حاکمیت تفکر فردی قرار نمی‌گیرد.

تفکر اجتماعی یعنی به دنبال سود اجتماعی بودن و فقط سود فردی را ندیدن.

تفکر فردی یعنی فقط سود شخصی و فردی را دیدن و به سود اجتماعی اهمیت ندادن.

بهر حال انتخاب با خود ماست.

زندگی با پذیرش ذلت؛

یا زندگی با داشتن روحیه پهلوانی.

بهتر است پهلوان باشیم و پهلوانی را پیشه کنیم تا با ذلت زندگی نکنیم و با ذلت نمیریم.



دیپلماسی؛ پایان جنگ‌های جهان

بی‌تردید پایان هر جنگ نظامی، دیپلماسی است اما این جنگ با دیپلماسی متفاوتی به پایان خواهد رسید.

رفتار دیپلماتیکی که قرار است این جنگ را به پایان برساند هرگز نمی‌تواند متجاوزان را ذیحق نشان دهد زیرا دنیا شاهد بوده است که آغازگر حملات نظامی کسانی بوده‌اند که مدعی دریافت جایزه صلح نوبل هستند.

آغازگر حملات نظامی علیه ایران کسانی بوده‌اند که در پرونده خود انواع و اقسام جنایت‌ها و شرارت‌ها را دارند.

دنیا شاهد بوده است که پس از حذف فیزیکی رهبر ایران؛ مردم و حاکمیت در کنار هم ماندند تا پاسخ دندان‌شکنی به متجاوزان داده شود و ملت ایران پای غرور و غیرت مثال‌زدنی خود ایستادند تا به جهانیان ثابت کنند که این ملت، همان ملت متمدن و با فرهنگی هستند که از عمق تاریخ تاکنون، زیر بار زور نرفته‌اند و از داشته‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود دفاع کرده‌اند.

دیپلماسی پس از این جنگ باید ضمانت اجرایی محکمی را در اختیار ایران قرار دهد تا دیگر بار هیچ جریانی؛ جرات تجاوز به میهنمان را نداشته باشد.

و اما مسئله غرامت و تعیین و پرداخت خسارت‌های ناشی از این تجاوزهای نظامی وحشیانه به ایران.

در این باره بهتر است در زمان دیگری بنویسم.

بانشاط، سربلند و پیروز باد ملت غیور ایران.



کدام سوی تاریخ ایستاده‌ایم؟!

یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ

یا او سر ما به دار سازد آونگ

القصه در این زمانه پر نیرنگ

یک مرده به‌نام به ز صد زنده به ننگ

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم 

به از اینکه کشور به دشمن دهیم

ملت‌های جهان ؛ بسم‌ا...

حال که تجاوزگری و جهانخواری نماینده نظام سلطه و استکبار جهانی، بیش از هر زمان دیگری هویدا گشته است، جا دارد که ملت‌های جهان دیگر درنگ نکنند و پا به میدان بگذارند و هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد، به دمی یا قلمی یا قدمی یا درمی؛ گامی بردارد.

سران کشورهایی که تحت ستم این کثافت‌ها قرار دارند نیز بدانند که تعلل شما نیز دیگر فایده ندارد.

حال که همه چیز مهیا شده، شما نیز همراه با ملت‌های ستم‌دیده‌ی خود وارد میدان شوید.

آنها راهی جز تسلیم در برابر اراده ملت‌ها ندارند.

نیامدن شما به میدان فقط پیروزی ملت‌ها را به تاخیر می‌اندازد.

ملت ما زیر شدیدترین حملات؛ در میدان حضور دارند و منتظر حضور ملت‌های ستم‌دیده هستند تا ستمگران و فریبکاران را با شکست نهایی روبرو کنند.

نشانه‌های بیداری ملت‌ها بصورت بالقوه و بالفعل در این روزها و شب‌ها کاملا قابل مشاهده است.

پس بیایید؛ ملت ایران در انتظار پیوستن شما به جبهه مبارزه با نظام سلطه و استکبار جهانی هستند.

پس ای ملت‌های جهان؛ بسم‌ا...

زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که ...

گاهی به صدام حسین حق می‌دهم.

تصور کنید که سران کشورهای جهانخوار به او که جاه‌طلب و قدرت‌طلب محض بود بگویند که ایران دچار تحولات پس از خروج محمدرضا پهلوی از کشور شده و تا نظام جدید خود را پیدا کند، تو می‌توانی با حرکت برق‌آسا به ایران حمله کنی و سه روزه این کشور را به تصرف خود درآوری.

چنین شخص جاه‌طلبی با خود چنین خیال کرد که هم آشفتگی درون کشور ایران و هم پشتیبانی کشورهای جهانخوار می‌تواند مرا به پیروزی برساند.

آنچه که صدام حسین ندیده و در محاسبات ذهنی خود به حساب نیاورده بود همان واقعیت‌هایی بود که در طول هشت سال چشید.

زمزمه‌هایی شنیده شده که باز هم برخی از جریانات جهانخوار از جمله امریکا و رژیم غاصب صهیونیستی، در گوش یکی از سران کشورهای همسایه خوانده‌اند که ایران اکنون مستعد حمله و تهاجم از مرزهای زمینی است، پس درنگ نکن.

به این شخص لازم است گفته شود که نه خودت و نه مردم خود را دچار آسیب و زحمت نکن.

ما کاملا آماده‌ایم که اگر غلطی از تو سر بزند، نسخه‌ات را بپیچیم.

پس عاقل باش و کشور خود را مدیریت کن که اگر مانند صدام حسین و فرقه رجوی دچار اشتباه شوی، ابتدا حذف فیزیکی تو رقم خواهد خورد و آنگاه دیگر زنده نخواهی بود که نتیجه بازی را ببینی.

البته نتیجه بازی کاملا مشخص است.

همین.

پاسخ به یک پرسش از طرف یکی از مخاطبان محترم "زیر چتر آبی"

پرسش:

سلام. 
حالتون چطوره؟
من همین الان یه وبلاگ‌و می‌خوندم که نوشته بود ترامپ خسته و فرسوده‌ست. خواستم نظر جنابعالی رو بپرسم. به‌نظرتون ترامپ واقعاً فرسوده شده یا الکی داره فیلم بازی می‌کنه؟

پاسخ:

با درود به شما مخاطب محترم "زیر چتر آبی"

خسته و فرسوده بودن یک مزدور که خود را دربست در اختیار صهیونیست‌ها قرار داده قابل ارزیابی نیست اما این موضوع را می‌توان مطرح کرد که به راستی این موجود کثیف، قبل از حمله به ایران چه ارزیابی‌هایی را در ذهن خود داشته و الآن چگونه است؟

هیچگاه یادمان نمی‌رود که صدام حسین در زمان حمله می‌گفت که من سه روز دیگر در تهران شما را خواهم دید.

فرقه رجوی نیز قبل از مواجه شدن با عملیات مرصاد و در آغاز عملیات و ورود به ایران از مرز مهران، شعار: امروز تهران، فردا تهران" را سر داده بودند. اما نه صدام حسین پایش به تهران رسید و نه فرقه رجوی توانست از ماهی‌دشت عبور کند و همه دیدند که با یک عملیات برق آسا در تنگه مرصاد زمین‌گیر شدند.

از اینگونه وقایع و اتفاقات نیز در تاریخ کهن این سرزمین مقدس موجود است.

اما در طول تاریخ و همیشه ایران از درون ضربه خورد و هیچگاه در مقابل حملات متجاوزان بیرونی کم نیاورد.

حالا نیز باید مراقب درون باشیم تا نفوذی‌های بدخواهان ایران و ایرانی از داخل به ما ضربه نزنند.