این همه مردم بیدفاع را کشتید و هنوز هم در حال کشتار هستید، وجدان شناس هم بودید که ما تاکنون نمیدانستیم؟!
خیال میکنید مخاطبان شما نادان و احمق هستند که ادعاهای شما را به راحتی بپذیرند؟
چرا تا این اندازه مردم جهان را نادان و احمق فرض کردهاید؟
البته پاسخ این پرسش را تا حدودی میدانیم.
وجدانهای بیدار ملتهای جهان اکنون بهخوبی میدانند که ایران همواره در جایگاه دفاعی قرار داشته و هیچگاه مهاجم و متجاوز نبوده است و این صهیونیستها و امریکا بودهاند که این جنگ را بر ما تحمیل کردهاند و راهی جز دفاع از ایران و ایرانیان نداشته و نداریم.
هر خاک و هر حاکمیتی که با شما جنایتکاران و فاسدان همراه شود و علیه ما تهاجم و تجاوز داشته باشد، مورد حملات دفاعی ما قرار خواهد گرفت و اگر شما واقعا وجدان میشناختید باید قبل از تهاجم و تجاوز به این موضوع میاندیشیدید.
حال دیگر دیر شده است و معنای وجدان از نظر ما ایرانیان این است که از خود دفاع کنیم و تا پای جان برای پاسداری از داشتههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میهن عزیزمان ایران، در تلاش و کوشش باشیم.
اگر با قدرت دفاعی که تا اکنون از خود نشان دادهایم روبرو نمیشدید و مورد حملات پی در پی شما قرار میگرفتیم و کشته و زخمی میشدیم؛ باز هم از وجدان سخن میگفتید یا مانند گذشته بلبلزبانی میکردید و ملتهای جهان را از وجود ارتش قوی و قدرتمند رژیم جعلی خود ( بخوانید قدرت پوشالی و دروغین) میترساندید.
پس بهتر است خفه شوید و منتظر ضربات سنگینتر از قبل باشید.
ما هنوز انتقام کسانی را که بر اثر تهاجم و تجاوز شما به سرزمین ایران از دست دادهایم را از شما نگرفتهایم.
اینها که تاکنون شاهد آن هستید به منزله عملیات دفاعی هستند که ما مجبوریم آنها را به انجام برسانیم.
میدانم درد دارد نصف شب از ترس مورد اصابت موشک قرار گرفتن چند بار از خواب ناز بیدار شوید.
اما آیا فقط برای شما دردآور است و دیگر ملتهای جهان انسان نیستند و نیاز به آرامش و امنیت ندارند؟
ملت ایران و ملتهای جهان این سخنان را با دقت بشنوند و با سخنان گذشته این عضو برجسته موساد که مغرورانه و گستاخانه علیه منافع ملتهای جهان سخن میگفت مقایسه کنند؛ چه نتیجهای از این مقایسه بدست میآورید؟
برایم بنویسید.
برای بهبود اوضاع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میهن عزیزمان ایران؛ چه نقش و جایگاهی داریم؟
هر یک از ما ایرانیان بعنوان کسی که سرزمین و مردم خود را دوست داریم و به آنها عشق میورزیم باید در اثبات دوست داشتن و عشق ورزیدن به این کهن دیار و مردم آن نقشی را بر عهده بگیریم تا لااقل برای خودمان اثبات شود که ایرانی هستیم و ایران و ایرانیها را دوست داریم و به آنها عشق میورزیم.
برای اینکه در این راستا نقش خود را بیابیم بهتر است که به روحیات و توانمندیهای خود بیشتر توجه کنیم و از خود بپرسیم که در حال حاضر ایران و ایرانیها، نیازمند چه هستند؟
آنگونه که همه ما شاهد هستیم اکنون میهن ما بطور همه جانبه از سوی نظام سلطه و استکبار جهانی و با میدانداری امریکا و رژیم صهیونیستی و با پشتیبانی و همراهی برخی از کشورها، مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفته است و ایران و ایرانیان را با جنگ تحمیلی مواجه ساختهاند و ملت ایران از ابتدای این جنگ تا به این لحظه، با تمام توان خود در میدان هستند تا بدخواهان این مرز و بوم را بر سر جایشان بنشانند.
هر یک از ما قبل از آغاز جنگ به کارهایی مشغول بودهایم که بعنوان شغل و حرفه ما محسوب میشده است و در کنار آن فعالیتهای دیگری نیز داشتیم.
اولین نقش ما این است که در شغل و حرفه خود با توان بیشتری حضور داشته باشیم و در سایر فعالیتهایی که داتشیم نیز، موثرتر و مفیدتر باشیم.
بطور معمول در برخی ماحاورههای درون اجتماع شنیده میشود که این کار را بدون چشمداشت انجام میدهم ام من اینجا این موضوع را یادآوری میکنم که هیچیک از ما نباید بدون چشمداشت کاری را انجام دهیم و همیشه باید با چشمداشت فعالیت کنیم و چشمداشت ما نیز این است که در قبال زحماتی که میکشیم، کشور خود را در مسیر توسعه و پیش فت ببینیم و برای سرافرازی و سربلندی ایران و ایرانیان انجام وظیف داشته باشیم.
بدین ترتیب همه توجهات به این موضوع خواهد بود که در یک حرکت اجتماعی که متشکل از حرکت تکتک افراد جامعه خواهد بود، در مسیر توسعه و پیشرفت قرار خواهیم گرفت و زمانی کشور ما حرکت به جلو را تجربه خواهد کرد که تکتک ما در فعالیتهای فردی و در یک جریان اجتماعی، حرکت روبه جلو داشته باشیم.
پس توسعه و پیشرفت من بستگی به توسعه و پیشرفت تو خواهد داشت و توسعه و پیشرفت تو و من، وابسته به توسعه و پیشرفت جامعه ایرانیان خواهد بود.
این نوع نگرش همه ما را در مسیر توسعه و پیشرفت قرار خواهد داد و هیچیک از ما از قطار توسعه و پیشرفت جا نخواهیم ماند.
این صحنهها را زیاد دیدهایم که وقتی یک حیوان وحشی و مهاجم بشدت دچار آسیب شده و در حال نابودی است؛ برای اینکه نقاط ضعف خود را بپوشاند و چنین نشان دهد که من هنوز هم خطرناک هستم، نمایشی از موجودیت خود به صحنه میبرد تا همگان بترسند اما از این موضوع کاملا غافل است که دیگران شکسته شدن هیبتش را به روشنی میبینند و نمیتوانند بدون توجه به دم خروس، قسم حضرت عباسش را قبول کنند.
ماجرا در همینجا پایان نمییابد و نکات دیگری هم وجود دارد که شاید این سگ زرد از آن بیاطلاع است.
تماسهای متعددی که اکنون برای آتشبس با ایران گرفته میشود در جای خودش قابل توجه است.
نکاتی که از سوی نمایندگان و رهبران کشورهای تماسگیرنده مطرح میشود نشان دهنده عمق فاجعه برای این موجود کثیف است.
حضور مردم در صحنه که نشانه بیاعتنایی این ملت شجاع و شریف نسبت به واقواق کردن این سگ زرد است؛ به ملتهای جهان نشان میدهد که ما عمق ماجرا را دیدهایم و خود را سرگرم سطوح کذایی آنان نمیکنیم.
سالها با تولید محصولات سینمایی و سمعی و بصری؛ هرچه خواستند به خورد ملتهای جهان دادند تا مهندسی رفتارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم را در دست بگیرند.
آنها با ایجاد گرایش و ستایش نسبت به هرآنچه که مربوط به امریکاست و در مقابل؛ ایجاد گریز و ستیز در رابطه با هر آنچه که ضد امریکاست به قول خودشان توانسته بودند هدایت افکار عمومی را در دست بگیرند اما به جرأت میتوان گفت که واقعیتهای برآمده از جنگ تحمیلی رمضان، به یکباره توانسته است همهی این باورهای دروغینی که در ذهن ملتها شکل داده بودند را مانند یک حباب بترکاند.
جریانسازی در جهان برای ایرانهراسی و ایرانستیزی و به موازات آن؛ ایجاد گرایش و ستایش برای امریکا و متحدانش به رسوایی بزرگی رسید که اکنون شاهد آن هستیم.
پرونده اپستین در مقابل دیگر جنایتهایی که در سراسر جهان انجام داده و میدهند؛ یکی از کوچکترین موارد از کارنامه این جنایتکاران و فاسدان است که حالا میبینیم تشت رسوایی آنها از بام افتاده است.
این است آن وعده الهی که بارها بزرگان در طول زمان از آن سخن میگفتند.
چه بخواهیم و چه نخواهیم ما اکنون وارد یک عصر تازهای از زندگی شدهایم و هرچند شاهد تخریب برخی ساختمانها و تاسیسات و همچنین آسیبهای جانی و مالی هستیم اما باید باور داشته باشیم که اگر بخواهیم؛ خواهیم توانست آیندهای بهتر از گذشته بسازیم.
ما هم در قبال خودمان و هم در قبال آیندگانمان مسئول هستیم و باید بهترین و نابترین اندیشهها را برای تبدیل به گفتار و کردار برگزینیم و رفتار شایستهای از خود بروز دهیم.

بهتر است که همه ملتها و حاکمان کشورهای منطقه؛ با دقت به سخنان وزیر امور خارجه کشور عمان توجه کنند که گفته: هدف واقعی جنگ فعلی، تغییر شکل منطقه است.
بدر آل بوسعیدی همچنین گفت: فقط ایران هدف نیست. همه منطقه هدف است.
این مطالب را بارها ما ایرانیها گفتهایم که رفتارهای امریکا و رژیم صهیونیستی یک عملیات گام به گام است که در نهایت قصد دارند همه کشورهای منطقه را ببلعند.
آنان گمان داشتند که خواهند توانست با ترور رهبر شهیدمان به همراه برخی سران و فرماندهان و آنگاه ایجاد اغتشاش و شورش توسط نیروهای آموزش دیده و فریب خورده داخلی؛ در زمان بسیار کوتاهی کنترل اوضاع در ایران را بهدست گیرند و آنگاه با ایجاد ترس و وحشت در سراسر منطقه، جغرافیای سیاسی کشورها را آنگونه که خود میخواهند تغییر دهند.
پس از بیان این مطالب از سوی وزیر امور خارجه کشور عمان خوب است که دستگاه دیپلماسی ما ابتکار عمل جدیدی را بهدست گیرد و از این موقعیت، برای آگاهی دیگر سران کشورهای منطقه استفاده کند.
همچنین ملت ایران نیز میتواند از طریق بهرهگیری از ظرفیتهای موجود در دیپلماسی عمومی، به آگاهسازی ملتهای منطقه و جهان بپردازد.
اینطور به نظر میرسد که اشتباهات بدخواهان این مرز و بوم، زمینه را برای رسیدن به شرایط و وضعیت مطلوب آماده کرده است.
پس این گو؛ و این میدان.

اغلب میپرسند که این جنگ چه زمانی تمام میشود؟ پاسخگویی به این پرسش بسیار دشوار است زیرا شخص پاسخگو اگر بخواهد دقیق بگوید که چه زمانی این جنگ به پایان میرسد، بایستی به بسیاری از اطلاعات دسترسی داشته باشد.
اگر این جنگ بر اساس یک سناریو رخ داده باشد باید دید نویسندگان این سناریو چه کسانی هستند و آیا همه طرفهای درگیر، متعهد به اجرای دقیق آن هستند یا خیر؟!
اگر این جنگ بدون سناریو آغاز شده و صرفا بر اساس یک محاسبه از سوی آغازگر جنگ پدید آمده باشد، پایان جنگ به نظر هر دو جناح درگیر بستگی خواهد داشت.
با توجه به اینکه آغازگر این جنگ؛ امریکا و رژیم صهیونیستی و البته بعنوان عملههای نظام سلطه و استکبار جهانی بودهاند و این جنگ بر طرف دیگر یعنی ایران، تحمیل شده است؛ موضوع اندکی پیچیده به نظر میرسد.
این جنگ دارای اهدافی آشکار و پنهان بوده است و بایستی همه هدفهایی که آغازگران تجاوز به ایران در نظر داشتند بطور جداگانه و در یک تحلیل جامع مورد بررسی و شناسایی قرار گیرند.
آنچه تاکنون از سوی متجاوزان عنوان شده اینکه هدف از راهاندازی جنگ، تغییر حاکمیت و تجزیه سرزمین ایران بوده اما به نظر میرسد که اهدافی به غیر از اینها که تا این لحظه بیان شده، مد نظر طراحان و مجریان این جنگ بوده است.
قبل از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، جهان شاهد وقایعی بوده که در صدر اخبار قرار داشته است و من در اینجا به هیچیک از آنها اشاره نمیکنم اما از زمانی که این ماجرا آغاز شد دیگر در صدر اخبار نیستند زیرا خبر نخست؛ درگیریهای امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران است.
نکته مهم دیگر؛ روابط پیچیده میان کشورهای جهان بویژه پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد است که توجه دقیقتر به این موضوع، بسیار دارای اهمیت است.
همانگونه که بارها گفتم و نوشتم؛ فریب و ستم، دو موضوع و مسئله بسیار خطرناک است و این خطر فقط متوجه ملتها نیست بلکه حاکمیتها در ممالک مختلف جهان گاهی قربانی فریب و ستم میشوند و این مسئله بارها در تاریخ رخ داده است.
بیداری و هشیاری ملتها و حاکمیتها برای پیشگیری از هرگونه فریبخوردی و تحت ستم قرار گرفتن از سوی نظام سلطه و استکبار جهانی یک ضرورت اجتنابناپذیر است و همیشه بایستی ساز و کارهای لازم در این زمینه فراهم باشد.
پس تجزیه و تحلیل جنگ تحمیلی رمضان کار سادهای نیست و ما نیازمند داشتن اطلاعات زیادی از مباحث پیدا و پنهان این ماجرا هستیم.
اگر کسی از اشراف اطلاعاتی لازم و کافی در این زمینه برخوردار نباشد و در باره زمان پایان جنگ نظریهپردازی کند، بیتردید او گمانهزنی انجام داده است و میزان دقت نظریههای او به میزان اشراف اطلاعاتی او بستگی دارد.
پس بهتر به نظر میرسد که از بیان مطالبی که چیزی در باره آنها نمیدانیم پرهیز کنیم و بجای آن، وضعیت موجود را به درستی درک کرده و برای بهتر زیستن برنامهریزی داشته باشیم.
وضعیت موجود ما وضعیت جنگی است و وضعیت مطلوب ما این است که در صلح و آرامش زندگی کنیم.
حال باید دید که فاصله میان وضعیت موجود تا وضعیت مطلوب چقدر است؟
کسی چیزی میداند؟
نقش خانه و مدرسه در ایجاد و برقراری صلح جهانی
بر اساس مطالبی که برای مطالعه آن میتوانید وارد لینکhttps://asrazadionline.ir/?p=133800 شوید.
ویدئوی دوم بعنوان ورژن دوم تهیه شده است این مطالب را هم بشنوید:
این ویدئو به زبان انگلیسی است:
محسن چاوشی: حسبیالله؛ گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است.
درست در زمانی که انواع و اقسام بحرانها بر کشور ما سایه افکنده است ما امیدوار به آینده هستیم تا دگر بار؛ صلح و آرامش بر جهان سایه افکنده و همه ملتهای جهان در سلامت و آرامش زندگی کنند.
همانگونه که "خون" در اندام فیزیولوژیکی ما؛ یک ماده و مایع حیاتی و زندگی بخش است و بدون خون هیچیک از بخشهای بدن ما نمیتوانند فعال باشند تا مجموعه اندام فیزیکی ما را زنده نگهدارند؛ "امید" نیز همین نقش را در کالبد روحی و روانی ما برعهده دارد و بدون امید هرگز روح و روان ما نمیتواند پابرجا بماند.
اگر با دقت بنگریم خواهیم دید که همه کسانی که خودکشی میکنند درست در زمانی دست به این کار میزنند که احساس نا امیدی مطلق به آنها دست میدهد و اگر قبل از اقدام به خودکشی به او امید داده شود، او از این کار منصرف خواهد شد.
در حوزه ملی نیز اگر مردم امیدوار باشند، سرزندگی و نشاط بر همه جا سایه میافکند و آینده نیز بهتر ساخته میشود.
یکی از دلایل فعالیت شدید رسانههای کشورهای تحت امر نظام سلطه و استکبار جهانی علیه ما این است که آنها قصد دارند با سمپاشی و بمباران خبری و تحلیلهای خبری نا امید کننده، امید را از ایرانیان بگیرند تا این ماده حیاتی و زندگیبخش نتواند مردم ما را سرپا نگهدارد.
در این حالت لازم است که ما همه ورودیهای نا امید کننده را مسدود سازیم و ضمن واقعگرا بودن و دوری از توهمهای بیماریزا؛ همدیگر را به وضعیتهای بهتر و هموارتر، امیدوار سازیم.
البته به آن دسته از کسانی که بحرانهای دشوار را تجربه نکردهاند باید حق داد که ذخیرههای امیدشان رو به کاهش باشد زیرا تجربه کردن بحرانها باعث میشود که فرد مجرب، آینده را بهتر ببیند.
در هر حال زندگی انسانها همیشه یکنواخت نیست و گاهی با بحرانهای سخت نیز روبرو میشود.
بیاییم از ادبیات پربار و ارزشمند سرزمینمان ایران در این باره بهره ببریم:
مشکلی نیست که آسان نشود،،، مرد باید که هراسان نشود

پس از چند دهه که بطور مکرر این مطالب را عنوان میکنم؛ در هر بزنگاه تاریخ معاصر ایران، شاهد نماد و نمود محتوای اصیل آنها هستیم.
سالهاست که میگویم: باهم، برای هم و در کنار هم.
باهم بودن، برای هم بودن و در کنار هم بودن ساختاری است که در عمق فرهنگ و تمدن ما ایرانیان همیشه بوده است و به همین دلیل، بدخواهان این مرز و بوم همواره تلاش کرده و میکنند که این داشتههای ارزشمند ایران زمین را از ایرانیان بگیرند اما هر بار که تلاش و کوشش خود را در این راه بخرج میدهند، شکست خورده از میدان برمیگردند.
وقتی صفحات تاریخ این کهن سرزمین را ورق میزنیم به این واقعیتها دست مییابیم که ملت ایران فقط با این سه استراتژی توانسته است و میتواند از میهن خود پاسداری کند.
باهم، برای هم و در کنار هم شعار نیست بلکه شعور است.
درک و فهم این واقعیت که باید باهم باشیم، برای هم باشیم و در کنار هم باشیم تا گزندی به ما ایرانیان و سرزمین ایران نرسد ما را تا به اینجای تاریخ رسانده است.
مدیران و مسئولان فرهنگی و اجتماعی کشور بایستی تکنیکها و تاکتیکهای این سه استراتژی را بدانند و با ساز و کارهای اثربخش، در روابط اقشار و آحاد جامعه، زنده نگهدارند.
از دیدگاه روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی؛ ملت ایران دارای خصوصیات و ویژگیهایی هستند که این سه عنصر، محصول و مولود کنشهای فردی و اجتماعی آنها بهحساب میآید.
قدر داشتههای خود را بدانیم و در راه پاسداری از آنها غفلت نکنیم.