پس از اعلام رسمی نتایج بررسیها و تلاش و کوشش اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری در باره انتخاب شخصیت اصلح؛ زمانی که نام حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، فرزند برومند رهبر شهید حضرت آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای بهعنوان رهبر جدید بیان شد و مردم ایران بهخاطر این انتخاب، با ابراز شادمانی و بطور فوجفوج، با ایشان بیعت کردند، به یاد سوره مبارکه نصر از قرآن کریم افتادم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد، (۱)
وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾
و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند، (۲)
فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
میخواستم به عرض رهبری جدید برسانم که این حرکت ارزشمند مردم شریف ایران که فوج فوج اعلام بیعت خالصانه را انجام دادهاند، حمد و سپاس پروردگار را بر ایشان واجب گردانیده است و ضرورت بازبینی در سیاستهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که به هر دلیلی، بطور اشتباهی یا تعمدی طراحی و اجرا شده و باعث به زحمت افتادن این مردم نجیب شده است، اجتنابناپذیر مینمایاند.
آنچه که در طول این سالها گفتم و نوشتم این بود که گروهی از کسانی که در بدنه حاکمیت و مردم حضور دارند، با مجموعهای از پندارها، گفتارها و کردارهای خود، باعث ایجاد و افزایش شکاف و فاصله مابین مردم و حاکمیت شدند و به نظر من اصلیترین دغدغه رهبر جدید بهتر است کاهش و حتی حذف این فاصله و شکاف باشد.
بدخواهان این مرز و بوم نیز همواره در حال اندازهگیری میزان شکاف و فاصله میان حاکمیت و مردم هستند تا زمان انجام تهاجم و تجاوز به میهنمان را محاسبه کنند.
اگر بهخوبی عمق تاریخ و حتی تاریخ معاصر را مطالعه کنیم، درمییابیم که درست در زمانی که بدخواهان این مرز و بوم در محاسبات خود به شکاف و فاصله زیاد میان حاکمیت و مردم ایران پی بردند، دست به اقدامات تجاوزگرانه و براندازانه زدند.
البته بدخواهان میهن عزیزمان ایران ننشستهاند تا شکاف میان حاکمیت و مردم ایران ایجاد شده و افزایش داده شود بلکه از طریق ایجاد نفوذ برخی افراد و عناصر در بدنه مردم و حاکمیت و طراحی و اجرای برنامههای تفرقهافکنانه تلاش میکنند تا نتایج مطلوب نظرشان به دست آید.
از سالهای پس از تحولات سال ۱۳۵۷ تا اکنون، بارها شاهد حضور اینگونه افراد و طراحی و اجرای برنامههای مخرب اینچنینی بوده و هستیم.
جا دارد که در آغاز دوره رهبری جدید؛ شاهد شناسایی و پاکسازی افراد و عناصر فاصلهانداز و شکافانداز میان حاکمیت و مردم باشیم و برنامههایی که همیشه به منظور ایجاد و افزایش فاصله و شکاف مابین مردم و حاکمیت طراحی و اجرا میشدند را از دستور کار خارج سازیم.
هویت ملی، دینی و مذهبی ما بر اساس آموزههای اصیل ملی، دینی و مذهبی ما شکل گرفته است و بایستی از هرگونه اضافات جعلی و غیر واقعی مصون بماند.
کسانی که خود را از عناصر اصیل ملی، دینی و مذهبی میدانند و به دنبال اثبات اصلیت عناوین، منابع، متون، مدارک و اصول و مبانی برآمده از سرچشمههای واقعی و همچنین اهلیت خود در این راستا هستند؛ وظیفه سنگینی بر دوش دارند.
زمانی دشمنشناسی و دوستشناسی بسیار دشوار بود اما در روزگاری که در آن زندگی میکنیم، پردهها کنار رفته و همه چیز عیان گشته است.
انتظار من بهعنوان یک شهروند ایرانی از رهبر جدید این است که به استناد آیات سوره مبارکه نصر؛ به شکرانه پایبندی ملت شریف ایران به ادامه جریان رهبری و ولایت فقیه با حضور ایشان، حمد و سپاس پروردگار را از طریق تلاش و کوشش برای کاهش و حذف شکاف و فاصله میان حاکمیت و مردم، بجا آورند.
برای ایشان، مجموعه دستاندرکاران دستگاههای زیرمجموعه قوای سهگانه و ملت غیور و شریف ایران، بهترین روزگار همراه با بهترین هدایای الهی را آرزومندم.
سالها پیش یک پیر طریقت الیالله و مولیالموحدین علی (ع) داشتیم بهنام حسین پیر بسطامی که از نوادگان بایزید بسطامی بودند.
ایشان شخصیت بسیار موحد، اهل ذکر و سلامت روحی بالایی داشتند و همه را به بهرهمندی از ایمان بالا و توجه زیاد به آموزههای الهی دعوت میکردند و در زندگی شخصی و خانوادگی خودشان نیز این موارد را بطور کامل رعایت میکردند.
هر پنجشنبه در کنار ایشان دور هم جمع میشدیم و برنامه جذابی برای تقویت روح ایمانداران اجرا میشد و در انتهای مراسم، دیگجوشی برای پذیرایی تقسیم میشد.
ایشان این روزها را پیشبینی کرده بودند و همیشه میگفتند: خود را برای چنین روزهایی آماده کنید.
پس از آنکه این مرد خدا خرقه تهی کردند؛ هر ساله بههمراه دوستداران این مرد بزرگ به بسطام استان سمنان میرویم و با حضور بر مزار ایشان و جدشان بایزید بسطامی، یادشان را گرامی میداریم.
برنامههای دیگری هم برپاست که در زمان مناسبتر به شرح آن خواهم پرداخت.
حضور بر سر مزار شیخ ابوالحسن خرقانی نیز از دیگر برنامههای ماست که آن هم شرح حالی دارد.
اگر برای کسی بحران مالی رخ دهد، او برای حل مشکل مالی خود به سراغ پس اندازش میرود.
پسانداز بر دو نوع است: یا باید در حساب خود پول داشته باشد و یا در جامعهای که در آن زندگی میکند؛ اعتبار.
حال اگر نه پول داشته باشد و نه اعتبار، برای او چه وضعیتی پیش میآید؟
نه تنها بحران پیش آمده رفع نمیشود بلکه دامنه آن بحران، گستردهتر نیز میشود.
بحرانی که برای کشور ما پیش آمده؛ فقط با استفاده از پسانداز فرهنگی و اجتماعی میتوانیم از آن عبور کنیم.
در خانه اگر کس است؛ یک حرف بس است.
آرزو برای آینده ایران؛ حق هر کسی است اما آرزو کنندگان به دو گروه خیرخواه و بدخواه ایران و ایرانیان تقسیمبندی میشوند.
خیرخواهان ایران تاج سر ما هستند و ما نیز برایشان خیرخواهی خواهیم داشت.
اما بدخواهان این مرز و بوم؛ از هر ملیتی که باشند باید بدانند که همیشه خواستن توانستن نیست و اگر برای میهن عزیزمان ایران بدخواهی کنید، بدانید و آگاه باشید که بد خواهید دید.
از ما گفتن...
به همه کسانی که هنوز به نوکران نظام سلطه و استکبار جهانی و پابوسهای آنها دل سپردهاند توصیه میکنم تاریخ را خوب بخوانند.
همین.