
خلاقیت و نوآوری در زندگی فردی و اجتماعی ما مردم ایران دارای نقش قابل توجهی در این روزگاری دارد که مورد هجوم بدخواهان این مرز و بوم قرار گرفتهایم.
هر کس هر ایدهای برای بهبود روشهای مقابله با امریکا و رژیم صهیونیستی دارد بهتر است با دیگران و یا در صورت محرمانه بودن، به اطلاع مراجع ذیصلاح برساند.
هر یک از ما دارای تجارب و معلوماتی هستیم و در رابطه با نوآوری و خلاقیت نیز از توانمندیهایی برخوداریم و ممکن است هر آن در باره موضوعی؛ ایدهای ناب به ذهنمان برسد.
خود را دست کم نگیریم و این نوع مطالب را به اشتراک بگذاریم تا مورد استفاده قرار بگیرد و توان مردم ما در برابر متجاوزان افزایش یابد.
به نظر میرسد که "طرح ایدههای نو در زمان جنگ" را باید بعنوان یک گفتمان اثربخش جریان سازی کنیم تا همه مردم بتوانند در آن مشارکت داشته باشند.
از همین حالا به یکدیگر اطلاع بدهیم و این امر مهم را به جریان بیندازیم.

به دو واژه "خشنودی" و "ناخشنودی"؛ با دقت هرچه بیشتر توجه کنید.
لحظات زندگی؛ یا با خشنودی ما همراه است و یا با ناخشنودی ما.
خشنودی یعنی رضایتمندی و ناخشنودی به معنای رضایت نداشتن است.
دلیل خشنودی و ناخشنودی ما نیز کاملا روشن است زیرا هرگاه خواسته یا خواستههای ما برآورده شود، ما خشنود میشویم و در نقطه مقابل؛ اگر به خواسته و خواستههای خود نرسیم، ناخشنود خواهیم شد.
پس در یک بیان ساده میتوانیم اینگونه بگوییم که اگر بخواهیم خشنود شویم یا کسی را خشنود سازیم، بایستی به خواستههای خود برسیم و یا دیگران را به خواستههای خود برسانیم.
بطور معمول ما زمانی ناراضی و ناخشنود هستیم که آنچه که میل، خواسته و توقع ما است بوجود نمیآیدو اگر همان میل، خواسته و توقع برآورده شود، به رضایتمندی و خشنودی میرسیم.
اکنون به این سه واژه توجه کنید:
استرس، هیجان و خشم.
استرس و یا فشار عصبی چگونه بوجود میآید؟ چگونه هیجانزده میشویم؟ در چه شرایطی خشم بر ما غلبه میکند و ما خشمگین میشویم؟
آیا زمانی که خشنود هستیم، استرس بر ما وارد میشود؟ هیجانزده میشویم و یا خشم بر ما غلبه میکند؟
پاسخ چیست؟ وقتی خشنود هستیم، دلیلی ندارد که استرس، هیجان و خشم بر ما غلبه کند مگر آنکه خشنودی ما به اندازهای زیاد باشد که قوای بدنی نتواند در شرایط معمولی قرار بگیرد.
در اینگونه موارد معمولا میگوییم: به اندازهای خوشحالم که در پوست خود نمیگنجم.
یا حتما دیدهاید که برخی افراد با شنیدن یک خبر شادمان کننده؛ بشدت میخندند و یا حتی ممکن است با شدت گریه کنند.
با بیان این مطالب میخواهیم به چه دانستنیهایی دستیابیم؟
ابتدا باید بدانیم که دو موضوع خشنودی و ناخشنودی در ایجاد استرس، هیجان و خشم؛ نقش محوری و اساسی را دارند و سپس بهتر است بدانیم که چگونه نرسیدن به خواستهها و توقعات، باعث ناخشنودی ما میشود و برای خشنود شدن باید تلاش و کوشش کنیم تا به خواستههایمان برسیم.
آیا هر خواستهای دستیافتنی است؟
در برخی موارد ما خواستههایی داریم که دستیافتنی نیستند بنابراین؛ سماجت و پیگیری مداوم آن خواستهها، نه تنها ما را به خشنودی نمیرساند بلکه باعث شدت یافتن استرس، هیجانهای منفی و خشم در وجود ما خواهد شد.
در اینجا از هیجانهای منفی سخن به میان آوردیم.
مگر هیجانهای مثبت هم داریم؟
هیجانهای خود را بشناسیم و آنگاه تشخیص دهیم که کدام هیجانها مثبت و کدام دسته از هیجانها منفی تلقی میشوند و چرا؟
در باره این موضوع کمی بیندیشیم.
ادامه در بخش دوم ...
پرسشگری و پاسخگویی دو مقوله مهم در جوامع بشری هستند و بطور معمول هر فرد بارها در جایگاههای پرسشگری و پاسخگویی قرار میگیرد.
پرسشگری از آنجا آغاز میشود که نیاز به پاسخگویی وجود داشته باشد و پاسخگویی در برابر پرسشگری یک ضرورت و الزام است.
پرسشگر باید در چارچوب ادب و آداب پرسشهای خود را مطرح کند و پاسخگو نیز به همن ترتیب بایستی ادب و آداب را رعایت کند.
هیچیک از پرسشگر و پاسخگو حق مطلق نیست و در نتیجه پرسش و پاسخ ممکن است نتیجه بدست آید.
ما نباید همیشه خود را در مقام پرسشگر بدانیم و گاهی هم پاسخگویی را برای خود در نظر بگیریم.
چه پرسشگر و چه پاسخگو، باید مدیریت و کنترل استرس، هیجان و خشم را آموخته باشند زیرا در بسیاری از موارد، پرسشگر و پاسخگو ، دچار استرس، هیجان و خشم میشوند.
استرسها، هیجانات و خشمهای مدیریت نشده و خارج از کنترل میتوانند مسیر درست و منطقی پرشگری و پاسخگویی را منحرف سازند.
بهتر است پرسشگر بهدرستی بداند که چه میپرسد و پاسخگو نیز بر آنچه پاسخ میدهد مسلط باشد.
و اما اصل موضوع؛
مهم نیست که شما پرسشگر باشید یا پاسخگو؛ مهم این است که هرچه زودتر، علوم و فنون پرسشگری و پاسخگویی را بیاموزید.
آیا به این موضوع علاقهمند هستید؟
برایم که تاریخ را خوب خواندهام؛ دیدن وقایع تاریخ معاصر، جالب به نظر میرسد.
تاکنون از خود پرسیدهاید که تفاوت پاییز و بهار در چیست؟
همانطوری که میدانیم؛ این دو فصل، فصول معتدل هستند، یعنی نه سرد و نه گرم.
و در کنار آنها؛ زمستان سرد و تابستان گرم را داریم.
پاییز معتدل، از گرما به سوی سرما؛ و بهار معتدل، از سرما به سوی گرما است.
فصلهای تاریخی نیز اینگونه هستند.
فصول گرم، سرد و معتدل.
شناخت فصول تاریخی پاییزی و بهاری، کار هر مدعی نیست.
وقتی تابستان تمام میشود؛ ما بلافاصله وارد فصل سرما یعنی زمستان نمیشویم و زمانی که زمستان تمام میشود، تابستان نمیآید.
به راستی چقدر رمزآلود و دقیق است.
اگر تاریخ را خوب خوانده باشیم میتوانیم وقایعی که در تاریخ معاصر بوقوع پیوست و در حال وقوع هستند را به روشنی تجزیه و تحلیل کرده و آینده را پیشبینی کنیم.
من همیشه گفتم؛ سیاست، از ریاضی ریاضیتر، و از هندسه هندسهتر است.
یعنی سیاست؛ بیشتر از ریاضیات و هندسه، قاعدهمند و دارای حساب و کتاب است.
بر عکس نظر کسانی که میگویند سیاست؛ حساب و کتاب ندارد.
پس بجای گمانهزنیهای پیدرپی؛ تاریخ را خوب بخوانید.
بازهم یادآوری میکنم:
نه فقط تاریخ نقلی را بلکه تاریخ تحلیلی را نیز با دقت و توجه زیاد بخوانید.
آنوقت خواهید دید که چقدر بر اوضاع مسلط خواهید شد.
اینکه چند نفر از ما روزگار پس از جنگ را خواهند دید شاید مبهم باشد اما چند نفر از ما باید استراتژی پس از جنگ را بدانیم کاملا روشن است.
برای ما ایرانیها فرارسیدن سال نو معنا و مفهوم ویژهای دارد و سالهاست که میگوییم یک سال را پشت سر مینهیم و سال نو و جدید را آغاز میکنیم.
عدهای میگویند امسال عید نداریم زیرا عزیزان و هممیهنانمان را از دست دادهایم.
ولی باید دید که داشتن عید و نداشتن آن چه چیزی را تغییر میدهد؟
شاید برای برخی افراد عید یعنی شادی داشتن و به دور از غم بودن.
اما من بر این باورم که عید داشتن یعنی نشاط داشتن.
در کدام لحظه از ساعات، روزها، ماهها و سالهای بشریت، غمی وجود نداشته و مملو از شادی بوده است.
ممکن است در چند خانه مصیبت وجود نداشته باشد اما چند خانه آن طرفتر خانواده یا خانوادههای مصیبتزده بوده و هستند.
مگر مصیبت دیگران مصیبت همه نیست؟
پس باید حساب شادی را با نشاط، جدا بدانیم.
همه باید به دنبال نشاط باشند و البته شاد بودن و شادی داشتن نیز جزئی از زندگی و حق همگان است که حتما باید باشد اما وقتی در اوج شادی؛ مصیبتی وارد میشود، مگر میتوان شادی کرد؟
اما در اوج مصیبتها میتوان نشاط را حفظ کرد و بانشاط بود زیرا غم و مصیبت دائمی نیست و پس از گذشت زمان، شرایط عادی باز خواهد گشت.
در برد سیاسی نیز دیدیم که غم از دست دادن رهبر انقلاب یک مصیبت بود اما مردم مصیبتزده و غمگسار، پس از اعلام نام رهبر جدید، به خیابانها آمدند و شادی کردند.
این شادی به معنای نادیده گرفتن آن غم نیست بلکه معنایش جاری بودن زندگی است.
آری زندگی جاری است.
در هر لحظه؛ انسانی به دنیا میآید و انسان دیگری از دنیا میرود.
آنها که انسانی وارد زندگی آنها میشود جشن میگیرند و کسانی که انسانی از زندگی دنیوی آنها خارج میشود، عزاداری میکنند.
این قانون دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم.
خسارتها و آسیبهای مالی نیز اینگونه است.
چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح؛ ما شاهد وارد آمدن خسارت و آسیب به اموال و داراییهای مردم هستیم.
البته خیلی خوب است که جنگ نباشد اما زمانی این آرزو محقق میشود که دلیلی برای آغاز جنگها وجود نداشته باشد.
در این باره از شما دعوت میکنم به نکات مهمی که در لینک زیر وجود دارد توجه بفرمایید.

بر اساس اخبار و اطلاعات بدست آمده از اعترافات برخی از عناصر داعشی که در روزهای اخیر توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کشورمان قبل از انجام هرگونه شرارت دستگیر شدند؛ بار دیگر امریکا و رژیم صهیونیستی قصد دارند تا با ایجاد آشوبهای خیابانی، بر شکستهای سنگینی که از ملت ایران متحمل شدهاند سرپوش بگذارند.
اکنون هیچ تردیدی وجود ندارد که علت اصلی جرات یافتن این دو جریان فاسد و متجاوز یعنی امریکا و رژیم جعلی صهیونیستی برای حمله و تجاوز به میهن عزیزمان ایران، محاسبه و گمان غلطشان در همراهی مزدوران آموزش دیدهشان در داخل، همزمان با حملات نظامی بوده است.
آنان برنامه داشتند تا همزمان با حملات سنگین نظامی که علیه ما انجام دادهاند، برخی از عناصر مزدور و فریب خورده خود را راهی کف خیابانها سازند و از این طریق با ایجاد هرج و مرج داخلی و حملات نظامی، به خیال خام خود، کار ایران را یکسره کنند.
حال پس از گذشت بیش از ده روز از آغاز جنگ تحمیلی رمضان و شکست سنگینی که از ملت ایران خوردهاند، بار دیگر قصد دارند شانس خود را بیازمایند.
بر کسی پوشیده نیست که در زمان جنگ؛ اقدامات ناامن کننده داخلی از هر سویی که باشد محکوم است و بایستی با شدیدترین روش ممکن برخورد شود چرا که در این لحظات بحرانی ناشی از جنگ تحمیلی رمضان، مردم ما نیازمند امنیت و آرامش هستند تا به نحو مقتضی، پاسخ متجاوزان به این مرز و بوم را بدهند.
پیش از این؛ نیروهای امنیتی و انتظامی بر اساس وظیفهای که در راستای پاسداری از سرزمین و مردم ایران زمین دارند، هشدارهای لازم را به همگان دادهاند تا مراقب اینگونه توطئههای دشمنان امریکایی و صهیونیستی باشند اما بر همگان لازم و ضروری است که هر کس به سهم خود، در خانوادهها و خاندانهای وابسته به خود، روشنگری و اطلاعرسانیهای کافی را به انجام برسانند تا خدای ناکرده، آسیبی بر آنان و اعضای خانوادهها و خاندانها وارد نشود.
هرچند مردم آگاه، میهندوست، میهنپرست و ایماندار کشورمان از آغاز جنگ تحمیلی رمضان تا اکنون، حضوری پرشور و آگاهانه در میادین، خیابانها، معابر و هر کوی و برزن دارند تا ضمن اعلام حضور در کنار نیروهای امنیتی، انتظامی و نظامی کشورمان و در هماهنگی و همکاری کامل با آنان؛ از نظم و امنیت شهر و دیارشان پاسداری میکنند.
لطفا این هشدار را جدی بگیرید و برای پیشگیری از خسارات و آسیبهای احتمالی، اطلاعرسانی کنید.
دیگر چیزی پنهان نمانده و بر همگان آشکار شده است که متجاوزان چه اهدافی را دنبال میکنند.
دیگر هیچ بهانهای برای فریب خوردن از متجاوزان و فاسدانی که بطور آشکار برنامههایشان را علیه سرزمین و ملت ایران برملا ساختند برای کسانی که هنوز هم ممکن است از مکر و حیله صهیونیستها و امریکای متجاوز غافل باشند، وجود ندارد.
مگر آنکه بخواهند با آگاهی از این همه اسناد و مدارک که تعیینکننده و تبیینکننده متجاوز بودن و فاسد بودن این دو جریان است، همچنان در خدمت بدخواهان و دشمنان این مرز و بوم باشند.
در این صورت تکلیف روشن است.
این همه مردم بیدفاع را کشتید و هنوز هم در حال کشتار هستید، وجدان شناس هم بودید که ما تاکنون نمیدانستیم؟!
خیال میکنید مخاطبان شما نادان و احمق هستند که ادعاهای شما را به راحتی بپذیرند؟
چرا تا این اندازه مردم جهان را نادان و احمق فرض کردهاید؟
البته پاسخ این پرسش را تا حدودی میدانیم.
وجدانهای بیدار ملتهای جهان اکنون بهخوبی میدانند که ایران همواره در جایگاه دفاعی قرار داشته و هیچگاه مهاجم و متجاوز نبوده است و این صهیونیستها و امریکا بودهاند که این جنگ را بر ما تحمیل کردهاند و راهی جز دفاع از ایران و ایرانیان نداشته و نداریم.
هر خاک و هر حاکمیتی که با شما جنایتکاران و فاسدان همراه شود و علیه ما تهاجم و تجاوز داشته باشد، مورد حملات دفاعی ما قرار خواهد گرفت و اگر شما واقعا وجدان میشناختید باید قبل از تهاجم و تجاوز به این موضوع میاندیشیدید.
حال دیگر دیر شده است و معنای وجدان از نظر ما ایرانیان این است که از خود دفاع کنیم و تا پای جان برای پاسداری از داشتههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میهن عزیزمان ایران، در تلاش و کوشش باشیم.
اگر با قدرت دفاعی که تا اکنون از خود نشان دادهایم روبرو نمیشدید و مورد حملات پی در پی شما قرار میگرفتیم و کشته و زخمی میشدیم؛ باز هم از وجدان سخن میگفتید یا مانند گذشته بلبلزبانی میکردید و ملتهای جهان را از وجود ارتش قوی و قدرتمند رژیم جعلی خود ( بخوانید قدرت پوشالی و دروغین) میترساندید.
پس بهتر است خفه شوید و منتظر ضربات سنگینتر از قبل باشید.
ما هنوز انتقام کسانی را که بر اثر تهاجم و تجاوز شما به سرزمین ایران از دست دادهایم را از شما نگرفتهایم.
اینها که تاکنون شاهد آن هستید به منزله عملیات دفاعی هستند که ما مجبوریم آنها را به انجام برسانیم.
میدانم درد دارد نصف شب از ترس مورد اصابت موشک قرار گرفتن چند بار از خواب ناز بیدار شوید.
اما آیا فقط برای شما دردآور است و دیگر ملتهای جهان انسان نیستند و نیاز به آرامش و امنیت ندارند؟
ملت ایران و ملتهای جهان این سخنان را با دقت بشنوند و با سخنان گذشته این عضو برجسته موساد که مغرورانه و گستاخانه علیه منافع ملتهای جهان سخن میگفت مقایسه کنند؛ چه نتیجهای از این مقایسه بدست میآورید؟
برایم بنویسید.
برای بهبود اوضاع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میهن عزیزمان ایران؛ چه نقش و جایگاهی داریم؟
هر یک از ما ایرانیان بعنوان کسی که سرزمین و مردم خود را دوست داریم و به آنها عشق میورزیم باید در اثبات دوست داشتن و عشق ورزیدن به این کهن دیار و مردم آن نقشی را بر عهده بگیریم تا لااقل برای خودمان اثبات شود که ایرانی هستیم و ایران و ایرانیها را دوست داریم و به آنها عشق میورزیم.
برای اینکه در این راستا نقش خود را بیابیم بهتر است که به روحیات و توانمندیهای خود بیشتر توجه کنیم و از خود بپرسیم که در حال حاضر ایران و ایرانیها، نیازمند چه هستند؟
آنگونه که همه ما شاهد هستیم اکنون میهن ما بطور همه جانبه از سوی نظام سلطه و استکبار جهانی و با میدانداری امریکا و رژیم صهیونیستی و با پشتیبانی و همراهی برخی از کشورها، مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفته است و ایران و ایرانیان را با جنگ تحمیلی مواجه ساختهاند و ملت ایران از ابتدای این جنگ تا به این لحظه، با تمام توان خود در میدان هستند تا بدخواهان این مرز و بوم را بر سر جایشان بنشانند.
هر یک از ما قبل از آغاز جنگ به کارهایی مشغول بودهایم که بعنوان شغل و حرفه ما محسوب میشده است و در کنار آن فعالیتهای دیگری نیز داشتیم.
اولین نقش ما این است که در شغل و حرفه خود با توان بیشتری حضور داشته باشیم و در سایر فعالیتهایی که داتشیم نیز، موثرتر و مفیدتر باشیم.
بطور معمول در برخی ماحاورههای درون اجتماع شنیده میشود که این کار را بدون چشمداشت انجام میدهم ام من اینجا این موضوع را یادآوری میکنم که هیچیک از ما نباید بدون چشمداشت کاری را انجام دهیم و همیشه باید با چشمداشت فعالیت کنیم و چشمداشت ما نیز این است که در قبال زحماتی که میکشیم، کشور خود را در مسیر توسعه و پیش فت ببینیم و برای سرافرازی و سربلندی ایران و ایرانیان انجام وظیف داشته باشیم.
بدین ترتیب همه توجهات به این موضوع خواهد بود که در یک حرکت اجتماعی که متشکل از حرکت تکتک افراد جامعه خواهد بود، در مسیر توسعه و پیشرفت قرار خواهیم گرفت و زمانی کشور ما حرکت به جلو را تجربه خواهد کرد که تکتک ما در فعالیتهای فردی و در یک جریان اجتماعی، حرکت روبه جلو داشته باشیم.
پس توسعه و پیشرفت من بستگی به توسعه و پیشرفت تو خواهد داشت و توسعه و پیشرفت تو و من، وابسته به توسعه و پیشرفت جامعه ایرانیان خواهد بود.
این نوع نگرش همه ما را در مسیر توسعه و پیشرفت قرار خواهد داد و هیچیک از ما از قطار توسعه و پیشرفت جا نخواهیم ماند.