محسن چاوشی: حسبیالله؛ گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است.
درست در زمانی که انواع و اقسام بحرانها بر کشور ما سایه افکنده است ما امیدوار به آینده هستیم تا دگر بار؛ صلح و آرامش بر جهان سایه افکنده و همه ملتهای جهان در سلامت و آرامش زندگی کنند.
همانگونه که "خون" در اندام فیزیولوژیکی ما؛ یک ماده و مایع حیاتی و زندگی بخش است و بدون خون هیچیک از بخشهای بدن ما نمیتوانند فعال باشند تا مجموعه اندام فیزیکی ما را زنده نگهدارند؛ "امید" نیز همین نقش را در کالبد روحی و روانی ما برعهده دارد و بدون امید هرگز روح و روان ما نمیتواند پابرجا بماند.
اگر با دقت بنگریم خواهیم دید که همه کسانی که خودکشی میکنند درست در زمانی دست به این کار میزنند که احساس نا امیدی مطلق به آنها دست میدهد و اگر قبل از اقدام به خودکشی به او امید داده شود، او از این کار منصرف خواهد شد.
در حوزه ملی نیز اگر مردم امیدوار باشند، سرزندگی و نشاط بر همه جا سایه میافکند و آینده نیز بهتر ساخته میشود.
یکی از دلایل فعالیت شدید رسانههای کشورهای تحت امر نظام سلطه و استکبار جهانی علیه ما این است که آنها قصد دارند با سمپاشی و بمباران خبری و تحلیلهای خبری نا امید کننده، امید را از ایرانیان بگیرند تا این ماده حیاتی و زندگیبخش نتواند مردم ما را سرپا نگهدارد.
در این حالت لازم است که ما همه ورودیهای نا امید کننده را مسدود سازیم و ضمن واقعگرا بودن و دوری از توهمهای بیماریزا؛ همدیگر را به وضعیتهای بهتر و هموارتر، امیدوار سازیم.
البته به آن دسته از کسانی که بحرانهای دشوار را تجربه نکردهاند باید حق داد که ذخیرههای امیدشان رو به کاهش باشد زیرا تجربه کردن بحرانها باعث میشود که فرد مجرب، آینده را بهتر ببیند.
در هر حال زندگی انسانها همیشه یکنواخت نیست و گاهی با بحرانهای سخت نیز روبرو میشود.
بیاییم از ادبیات پربار و ارزشمند سرزمینمان ایران در این باره بهره ببریم:
مشکلی نیست که آسان نشود،،، مرد باید که هراسان نشود

پس از چند دهه که بطور مکرر این مطالب را عنوان میکنم؛ در هر بزنگاه تاریخ معاصر ایران، شاهد نماد و نمود محتوای اصیل آنها هستیم.
سالهاست که میگویم: باهم، برای هم و در کنار هم.
باهم بودن، برای هم بودن و در کنار هم بودن ساختاری است که در عمق فرهنگ و تمدن ما ایرانیان همیشه بوده است و به همین دلیل، بدخواهان این مرز و بوم همواره تلاش کرده و میکنند که این داشتههای ارزشمند ایران زمین را از ایرانیان بگیرند اما هر بار که تلاش و کوشش خود را در این راه بخرج میدهند، شکست خورده از میدان برمیگردند.
وقتی صفحات تاریخ این کهن سرزمین را ورق میزنیم به این واقعیتها دست مییابیم که ملت ایران فقط با این سه استراتژی توانسته است و میتواند از میهن خود پاسداری کند.
باهم، برای هم و در کنار هم شعار نیست بلکه شعور است.
درک و فهم این واقعیت که باید باهم باشیم، برای هم باشیم و در کنار هم باشیم تا گزندی به ما ایرانیان و سرزمین ایران نرسد ما را تا به اینجای تاریخ رسانده است.
مدیران و مسئولان فرهنگی و اجتماعی کشور بایستی تکنیکها و تاکتیکهای این سه استراتژی را بدانند و با ساز و کارهای اثربخش، در روابط اقشار و آحاد جامعه، زنده نگهدارند.
از دیدگاه روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی؛ ملت ایران دارای خصوصیات و ویژگیهایی هستند که این سه عنصر، محصول و مولود کنشهای فردی و اجتماعی آنها بهحساب میآید.
قدر داشتههای خود را بدانیم و در راه پاسداری از آنها غفلت نکنیم.

پیش از این؛ سران امریکا و رژیم صهیونیستی از مردم ما درخواست میکردند که بر علیه حاکمیت قیام کنند، حالا نوبت ما مردم و ملت ایران است که از مردم امریکا و سرزمینهای اشغالی بخواهیم تا علیه حاکمان جنایتکار و فاسد خود قیام کنند.
تفاوت اینجاست که آنها از جناح حاکمیتی خود این درخواست را داشتند و باعث ایجاد بحران و خسارتهای مالی و آسیبهای جانی در سرزمین ما شدند، اما ما مردم و ملت ایران ( و نه حاکمیت ما ) این درخواست را داریم تا مقابل به مثل فرهنگی و اجتماعی علیه بدخواهان این مرز و بوم صورت گیرد.
این اقدام همان ظرفیت موجود در دیپلماسی عمومی است و باید از این ظرفیت برای مقابله با فریبکاری و ستمگری حاکمان فاسد و جنایتکار امریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی، بهرهبرداری کنیم.
هرکس به هر روشی که برایش امکانپذیر است باید این اقدام را در دستور کار خود قرار دهد.
از مردم و ملتهای ممالک پنج قاره نیز خواسته شود تا به این گفتمان و جریان بپیوندند.
این گفتمان و جریانسازی آن میتواند در سطح منطقه و جهان بسیار مفید و موثر باشد.
اکنون مردم امریکا و سرزمینهای اشغالی تحت فشارهای شدیدی قرار دارند و دعوت از آنان برای رهایی از این موجودات جنایتکار و فاسد میتواند موجی از ابراز نارضایتیها را در مناطق هدف ما، ایجاد کند.
مردم و ملتهای جهان باید بیش از پیش بدانند؛ برخی کشورها که خود را حاکم جهان میدانند، از راه فریبکاری و ستمگری، مردم و ملتهای دیگر کشورها را تحت فریب و ستم خود قرار میدهند و از این طریق، ثروت و داراییهای آنها را به تاراج میبرند.
یکی از مصادیق "جهاد تبیین"این است که ما هم خود و هم دیگر ملتها را نسبت به واقعیتهای جاری جهان آگاه سازیم.
اگر با این اقدام موافق هستید در انتشار این مطالب همراهی کنید.