این صحنهها را زیاد دیدهایم که وقتی یک حیوان وحشی و مهاجم بشدت دچار آسیب شده و در حال نابودی است؛ برای اینکه نقاط ضعف خود را بپوشاند و چنین نشان دهد که من هنوز هم خطرناک هستم، نمایشی از موجودیت خود به صحنه میبرد تا همگان بترسند اما از این موضوع کاملا غافل است که دیگران شکسته شدن هیبتش را به روشنی میبینند و نمیتوانند بدون توجه به دم خروس، قسم حضرت عباسش را قبول کنند.
ماجرا در همینجا پایان نمییابد و نکات دیگری هم وجود دارد که شاید این سگ زرد از آن بیاطلاع است.
تماسهای متعددی که اکنون برای آتشبس با ایران گرفته میشود در جای خودش قابل توجه است.
نکاتی که از سوی نمایندگان و رهبران کشورهای تماسگیرنده مطرح میشود نشان دهنده عمق فاجعه برای این موجود کثیف است.
حضور مردم در صحنه که نشانه بیاعتنایی این ملت شجاع و شریف نسبت به واقواق کردن این سگ زرد است؛ به ملتهای جهان نشان میدهد که ما عمق ماجرا را دیدهایم و خود را سرگرم سطوح کذایی آنان نمیکنیم.
سالها با تولید محصولات سینمایی و سمعی و بصری؛ هرچه خواستند به خورد ملتهای جهان دادند تا مهندسی رفتارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم را در دست بگیرند.
آنها با ایجاد گرایش و ستایش نسبت به هرآنچه که مربوط به امریکاست و در مقابل؛ ایجاد گریز و ستیز در رابطه با هر آنچه که ضد امریکاست به قول خودشان توانسته بودند هدایت افکار عمومی را در دست بگیرند اما به جرأت میتوان گفت که واقعیتهای برآمده از جنگ تحمیلی رمضان، به یکباره توانسته است همهی این باورهای دروغینی که در ذهن ملتها شکل داده بودند را مانند یک حباب بترکاند.
جریانسازی در جهان برای ایرانهراسی و ایرانستیزی و به موازات آن؛ ایجاد گرایش و ستایش برای امریکا و متحدانش به رسوایی بزرگی رسید که اکنون شاهد آن هستیم.
پرونده اپستین در مقابل دیگر جنایتهایی که در سراسر جهان انجام داده و میدهند؛ یکی از کوچکترین موارد از کارنامه این جنایتکاران و فاسدان است که حالا میبینیم تشت رسوایی آنها از بام افتاده است.
این است آن وعده الهی که بارها بزرگان در طول زمان از آن سخن میگفتند.
چه بخواهیم و چه نخواهیم ما اکنون وارد یک عصر تازهای از زندگی شدهایم و هرچند شاهد تخریب برخی ساختمانها و تاسیسات و همچنین آسیبهای جانی و مالی هستیم اما باید باور داشته باشیم که اگر بخواهیم؛ خواهیم توانست آیندهای بهتر از گذشته بسازیم.
ما هم در قبال خودمان و هم در قبال آیندگانمان مسئول هستیم و باید بهترین و نابترین اندیشهها را برای تبدیل به گفتار و کردار برگزینیم و رفتار شایستهای از خود بروز دهیم.

بهتر است که همه ملتها و حاکمان کشورهای منطقه؛ با دقت به سخنان وزیر امور خارجه کشور عمان توجه کنند که گفته: هدف واقعی جنگ فعلی، تغییر شکل منطقه است.
بدر آل بوسعیدی همچنین گفت: فقط ایران هدف نیست. همه منطقه هدف است.
این مطالب را بارها ما ایرانیها گفتهایم که رفتارهای امریکا و رژیم صهیونیستی یک عملیات گام به گام است که در نهایت قصد دارند همه کشورهای منطقه را ببلعند.
آنان گمان داشتند که خواهند توانست با ترور رهبر شهیدمان به همراه برخی سران و فرماندهان و آنگاه ایجاد اغتشاش و شورش توسط نیروهای آموزش دیده و فریب خورده داخلی؛ در زمان بسیار کوتاهی کنترل اوضاع در ایران را بهدست گیرند و آنگاه با ایجاد ترس و وحشت در سراسر منطقه، جغرافیای سیاسی کشورها را آنگونه که خود میخواهند تغییر دهند.
پس از بیان این مطالب از سوی وزیر امور خارجه کشور عمان خوب است که دستگاه دیپلماسی ما ابتکار عمل جدیدی را بهدست گیرد و از این موقعیت، برای آگاهی دیگر سران کشورهای منطقه استفاده کند.
همچنین ملت ایران نیز میتواند از طریق بهرهگیری از ظرفیتهای موجود در دیپلماسی عمومی، به آگاهسازی ملتهای منطقه و جهان بپردازد.
اینطور به نظر میرسد که اشتباهات بدخواهان این مرز و بوم، زمینه را برای رسیدن به شرایط و وضعیت مطلوب آماده کرده است.
پس این گو؛ و این میدان.

اغلب میپرسند که این جنگ چه زمانی تمام میشود؟ پاسخگویی به این پرسش بسیار دشوار است زیرا شخص پاسخگو اگر بخواهد دقیق بگوید که چه زمانی این جنگ به پایان میرسد، بایستی به بسیاری از اطلاعات دسترسی داشته باشد.
اگر این جنگ بر اساس یک سناریو رخ داده باشد باید دید نویسندگان این سناریو چه کسانی هستند و آیا همه طرفهای درگیر، متعهد به اجرای دقیق آن هستند یا خیر؟!
اگر این جنگ بدون سناریو آغاز شده و صرفا بر اساس یک محاسبه از سوی آغازگر جنگ پدید آمده باشد، پایان جنگ به نظر هر دو جناح درگیر بستگی خواهد داشت.
با توجه به اینکه آغازگر این جنگ؛ امریکا و رژیم صهیونیستی و البته بعنوان عملههای نظام سلطه و استکبار جهانی بودهاند و این جنگ بر طرف دیگر یعنی ایران، تحمیل شده است؛ موضوع اندکی پیچیده به نظر میرسد.
این جنگ دارای اهدافی آشکار و پنهان بوده است و بایستی همه هدفهایی که آغازگران تجاوز به ایران در نظر داشتند بطور جداگانه و در یک تحلیل جامع مورد بررسی و شناسایی قرار گیرند.
آنچه تاکنون از سوی متجاوزان عنوان شده اینکه هدف از راهاندازی جنگ، تغییر حاکمیت و تجزیه سرزمین ایران بوده اما به نظر میرسد که اهدافی به غیر از اینها که تا این لحظه بیان شده، مد نظر طراحان و مجریان این جنگ بوده است.
قبل از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، جهان شاهد وقایعی بوده که در صدر اخبار قرار داشته است و من در اینجا به هیچیک از آنها اشاره نمیکنم اما از زمانی که این ماجرا آغاز شد دیگر در صدر اخبار نیستند زیرا خبر نخست؛ درگیریهای امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران است.
نکته مهم دیگر؛ روابط پیچیده میان کشورهای جهان بویژه پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد است که توجه دقیقتر به این موضوع، بسیار دارای اهمیت است.
همانگونه که بارها گفتم و نوشتم؛ فریب و ستم، دو موضوع و مسئله بسیار خطرناک است و این خطر فقط متوجه ملتها نیست بلکه حاکمیتها در ممالک مختلف جهان گاهی قربانی فریب و ستم میشوند و این مسئله بارها در تاریخ رخ داده است.
بیداری و هشیاری ملتها و حاکمیتها برای پیشگیری از هرگونه فریبخوردی و تحت ستم قرار گرفتن از سوی نظام سلطه و استکبار جهانی یک ضرورت اجتنابناپذیر است و همیشه بایستی ساز و کارهای لازم در این زمینه فراهم باشد.
پس تجزیه و تحلیل جنگ تحمیلی رمضان کار سادهای نیست و ما نیازمند داشتن اطلاعات زیادی از مباحث پیدا و پنهان این ماجرا هستیم.
اگر کسی از اشراف اطلاعاتی لازم و کافی در این زمینه برخوردار نباشد و در باره زمان پایان جنگ نظریهپردازی کند، بیتردید او گمانهزنی انجام داده است و میزان دقت نظریههای او به میزان اشراف اطلاعاتی او بستگی دارد.
پس بهتر به نظر میرسد که از بیان مطالبی که چیزی در باره آنها نمیدانیم پرهیز کنیم و بجای آن، وضعیت موجود را به درستی درک کرده و برای بهتر زیستن برنامهریزی داشته باشیم.
وضعیت موجود ما وضعیت جنگی است و وضعیت مطلوب ما این است که در صلح و آرامش زندگی کنیم.
حال باید دید که فاصله میان وضعیت موجود تا وضعیت مطلوب چقدر است؟
کسی چیزی میداند؟
نقش خانه و مدرسه در ایجاد و برقراری صلح جهانی
بر اساس مطالبی که برای مطالعه آن میتوانید وارد لینکhttps://asrazadionline.ir/?p=133800 شوید.
ویدئوی دوم بعنوان ورژن دوم تهیه شده است این مطالب را هم بشنوید:
این ویدئو به زبان انگلیسی است: