تصور کنید بیش این مقدار قدرت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که حالا دارید را داشتید.
بیچاره مردم که مجبور بودند تحت ستم و زورگویی شما قرار گیرند.
با شما و امثال شما هستم ای حاج یونس و شکوه و مانند شما.
اندیشه، گفتار و کردار انسان باید سر سفره پدر و مادر شکل گیرد.
بیرون از خانه خبری نیست.
حتی نوشتههایم را با اندیشه آزاد نمیخوانید چه برسد به اینکه آزاد اندیش باشید.
تقصیری هم ندارید چون به بند کشیده شدید.
امیدوارم که روزی از بند بیرون آیید.
وقتی خود را در میان خشم و هیجانهای منفی علیه دیگران میبینی، در حالی که خودت در بسیاری از خروجیهای ناگوار و نامطلوب نقش داری؛ بهتر است فقط سکوت کنی.
آری سکوت برای تو به مانند داروی آرامبخش خواهد بود.
سکوت و دیگر هیچ.
چرا با شکستن سکوت خود میخواهی چنین بنمایانی که مقصر نیستی؟!
کمی اندیشهها، گفتارها و کردارهایت را مرور کن.
حالا خود را قضاوت کن.
تو بیگناه و بیتقصیر نیستی.
پس دیگران را بیمورد متهم نکن.
تو ابتدا پاسخگو باش و آنگاه پرسشگر...
به شما که رفتارهای ژستیک آراستهای دارید میگویم.
بس است.
کمی هم خودت باش.
خود خودت!
خسته نشدی از اینکه اینقدر پندار، گفتار و کردار ژستیک از خود نشان دادهای؟!
آیا بهتر نیست دیگر نقش بازی نکنی و خودت باشی؟!
دیگران را میفریبی؟
خودت را چطور؟!
دیر نیست آن زمانی که سوختت تمام میشود و باید این دنیا را ترک کنی.
آن موقع؛ داشتههایت چیست؟
میخواهی بگویی تعداد زیادی از افراد را فریب دادهای؟!
همین؟!
از این لحظه به بعد اگر خواستی بیندیشی، یا چیزی بگویی، و یا از خودت کردار و رفتاری نشان دهی؛ اول خودت باش و سپس بیندیش، بگو و رفتار کن.
اینجوری بهتر است.
دو واژه وجود دارد که باید بیش از پیش به آن توجه کرد:
داشتهها و آوردهها.
برای توسعه و پیشرفت کشور عزیزمان ایران؛ داشتههایتان چقدر بود و آوردههایتان چقدر؟!
چرا بیش از اندازه مدعی هستیم و خود را آن کسی معرفی میکنیم و حال آنکه آن کس نیستیم؟!
در طول زندگی خودمان تا چه اندازه حاکمیت تفکر اجتماعی داشتهایم؟
حاکمیت تفکر اجتماعی یعنی به سود جامعه در مقابل سود شخصی خودمان حق تقدم بدهیم و یا به عبارت دیگر؛ سود خود را در سود اجتماع خود جستجو کنیم.
یا اینکه چقدر حاکمیت تفکر فردی داشتیم؟!
حاکمیت تفکر فردی یعنی همیشه به دنبال سود شخصی خود بودیم و بسیار کمتر؛ به سود اجتماع توجه کردهایم؟
اگر شما جزء آن دسته از افرادی نبودید که حاکمیت تفکر اجتماعی داشتهاید پس لطفا خود را آزاداندیش ندانید.
همین تنگنظریها و حاکمیت تفکر فردی و نبود حاکمیت تفکر اجتماعی در رفتارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما، باعث بروز این بحرانها شده است.
حالا که زمان گردن گرفتن است، گردن نمیگیریم و هر یک از ما، دیگری را مقصر میداند!
انصاف چیز خوبی است.
بهتر است؛ در پندار، گفتار و کردار خود منصف باشیم.
عدهای برنمیتابند تا تحلیلهایی را بشنوند و یا بخوانند که خلاف میل و نظر آنان است.
در اینکه اکنون درگیر بحرانهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی هستیم، تردیدی وجود ندارد اما یک پرسش:
آیا میدانید که همه کشورهای جهان و بیش از همه، پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز درگیر این نوع ماجراها هستند؟
این موضوع هم پذیرفتنی است که حاکمیت و قوای سهگانه دارای قصورهایی نیز هستند اما آیا واقعا مردم ایران هیچ سهمی در بروز بحرانهای موجود ندارند؟
باهم، برای هم و در کنار هم بودن مردم میتواند بخش قابل توجه و چشمگیری از بحرانها را از سر راه بردارد اما با دقت به روابط بین افراد، خانوادهها، خاندانها، اقوام و طوایف بنگرید و ببینید که آیا این معنای باهم، برای هم و در کنار هم بودن است.
خود شما خواننده این مطالب آیا در رفتار فردی خود، در خانواده، خاندان و اجتماع کوچک، متوسط و بزرگ پیرامون خودتان بینقص هستید؟
انصاف داشته باشید و به این پرسشها پاسخ بدهید.
از زمان تانسو چیللر، مسعود ییلماز و نجمالدین اربکان در ترکیه؛ فعل و انفعالات شگفتانگیزی برای ایجاد تحولات شگرف در منطقه رخ داد که فقط ناظران امنیتی سیاسی میتوانستند آنها را درک کنند.
منطقه جدایی طلب آبخازی نیز همین سناریو را در گرجستان پیش برد و همچنین در باکو هم اتفاقاتی مابین نیروهای میانه حیدر و الهام علیاف ( پدر و پسر) افتاد.
این هیاهویی که شاهد آن هستیم، با هدف برهم زدن معادلات سیاسی امنیتی سرزمینهای ترکیه، باکو و تفلیس است.
هدف ایران نیست.
همیشه این پرسش برای ایرانی جماعت مطرح است که چرا اینجوری شد؟
باید دید که این پرسش بیشتر در باره وضعیت فرهنگی است یا اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و یا همه موارد؟
چه کسی یا کسانی باید این مسئله را بر گردن بگیرند؟
و یا چه جریاناتی؟
بیتردید همه جمعیت ایران در این ماجرا سهامدار هستند.
یکی بیشتر و یکی کمتر.
کسانی که به برگ، ساقه، شاخه، تنه و شاید هم میوه یک درخت توجه ویژه نشان میدهند اما ریشه را محترم نمیشمارند، نمیتوانند دم از آزاد اندیشی بزنند.
آزاد اندیش کیست و آزاد اندیشی چیست؟
کلمات آزاد و آزادی؛ همیشه و در همه حال مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
شایدبهتر باشد در مقابل کسانی که خود را آزاد اندیش میدانند سکوت کنیم.
البته گفتگوی رودررو میتواند چارهساز باشد.
برخی از مطالبم با پیامهای برخی از مخاطبان روبرو میشود که البته همیشه شکرگزار توجه این عزیزان هستم و خوشحال میشوم که وقت و انرژی میگذارند و زیر چتر آبی را میبینند و مطالبش را میخوانند.
نظر دادن هم حق مخاطب است و برای نویسنده مطالب خوشایند خواهد بود که نظر مخاطبان را در باره مطالبی که مینویسد بداند.
نکتهای که در این میان باقی میماند این است که گاهی در برخی پیامها به مطالبی برمیخورم که مخاطب عزیز، نگارنده را قضاوت میکند.
این نوع رفتارها همیشه برایم عجیب بوده است.
تا کسی را بطور دقیق نشناختیم، او را قضاوت نکنیم.