X
تبلیغات
رایتل

شوراهای اسلامی؛ اقتدار و صمیمیت

جمعه 19 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 13:26

 

شوراهای اسلامی؛ اقتدار و صمیمیت

یکی از اهداف شکل گیری شوراهای اسلامی شهروروستا، بکارگیری ظرفیت های مردمی در اداره امور فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شهرها و روستاهای کشور بود و این بدان معنا است که مردم با انتخاب برترین ها از میان خودشان، بعنوان نمایندگان جمعیت شهری و روستایی، ضمن انجام اقدامات تقنینی و تصمیم گیریهای کلان، بر عملکرد شهرداری ها و دهیاری ها نیز نظارت درست داشته باشند.

پس از گذشت چند سال از تشکیل نخستین دوره شوراهای اسلامی در کشور و در میانه راه فعالیت دوره چهارم، اکنون این پرسش مطرح است که آیا چنین هدفی تحقق یافته و آیا مردم توانسته اند اراده خود را در اداره امور شهرها و روستاهای خود بکار گیرند؟

در پاسخ به این پرسش لازم است تا از چند منظر به موضوع نگاهی داشته باشیم:

نخست اینکه باید بدانیم آیا افرادی که بعنوان نمایندگان مردم به عضویت شوراها درآمده اند بواقع نمایندگان مردم هستند؟

آیا برگزاری انتخابات و نتایج بدست آمده می تواند پاسخ قانع کننده ای به این پرسش باشد؟

آیا معدل شخصیتهای موجود در حوزه های انتخابیه از نظر توان علمی و اجرایی، همان افرادی هستند که به عضویت شوراها در می آیند؟

آیا همه اعضای شوراهای اسلامی شهرها و روستاها، دغدغه مردم و رفع مشکلات آنها را داشته و دارند؟

از بررسی سرنوشت اعضای شوراهای اسلامی شهرها و روستاهای کشور چه نتیجه ای می گیریم؟

میزان سوداگری آنها برای بدست آوردن منافع شخصی و مال اندوزی برای خود و خانواده هایشان چقدر بوده است؟

میزان کنترل، نظارت و بازرسی دستگاه های نظارتی بر عملکرد آنها چه اندازه بوده است؟

چه راهکارهای قانونی وجود دارد تا اگر مردم به این تشخیص برسند که اعضای شورا صرفا برای منافع خود و نه برای منافع مردم فعالیت می کنند، مانع از ادامه حضور آنها در شوراها شوند؟

بررسی اجمالی سوابق اعضای شوراهای اسلامی شهرها و روستاهای کشور نشان می دهد که برخی از اعضاء در مسیر مال اندوزی شخصی و خانوادگی بیشتر از خدمت به مردم موفق بوده اند و در این زمینه پرونده های امنیتی، قضایی و انتظامی قابل توجهی هم وجود دارد اما کسانی هم بودند که از تاکتیک و تکنیک ویژه برای بدست آوردن اموال نامشروع برخوردار بودند و هیچگاه مورد پیگرد دستگاههای نظارتی قرار نگرفته اند.

شاید این مطالب خوشایند برخی افراد که در این گروه جای می گیرند نباشد اما باید این واقعیت را پذیرفت که برخی دیگر از اعضای شوراهای اسلامی با مطالعه چگونگی عملکرد و تجارب اعضایی که در گذشته به مال اندوزی نامشروع می پرداختند و در چنگال قانون گرفتار نشدند سعی در انجام بازی مارپیچ و گم کردن رد تخلفات خود دارند و می توان گفت تا حدود زیادی هم موفق بوده اند.

براستی مردم در این میان چکاره اند؟

بیان مطالب فوق هیچگاه به منزله انکار حضور بسیاری از نمایندگان مردم در شوراهای اسلامی شهرها و روستاهای کشور نیست که جز رفع دغدغه ها و مشکلات مردم هیچ هدف دیگری برای ادامه حضور در شوراها  ندارند و هم اینانند که مردم را به انقلاب،  نظام و زندگی شرافتمندانه امیدوار و امیدوارتر می کنند و لابد این ضرب المثل را هم می دانید که: هرگاه چوب را بردارید، گربه دزده فرار می کند و البته از میان این گربه دزدها کسانی هم هستند که بجای فرار حمله نیز می کنند و کسانی را که چوب بر می دارند را مورد آسیب خود و هواداران خود قرار می دهند.

قانونمداری و توجه به خطوط قرمزی که قانون قرار داده است تنها راه حل پیشگیری از وقوع تخلفات و جرائم از سوی اعضای شوراهای اسلامی است و کنترل دقیق دستگاههای نظارتی نیز می تواند مانع بروز تخلفات و جرائم در شوراها شود و جایگاه شوراها را به واقعیت و حقیقت خود نزدیک سازد.

در این میان جدال پایان ناپذیر میان شوراها و شهرداری ها و دهیاری ها هم خود حکایتی دیگر دارد و از ابتدای فعالیت شوراها، جدالی پیوسته میان این دو استمرار دارد که معلوم نیست به کجا ختم خواهد شد.

بی تردید وجود اختلاف نظرها میان اعضای شوراها و مدیران نهادهای اجرایی وابسته به آنها یعنی شهرداری ها و دهیاری ها امری اجتناب ناپذیر است اما میزان توجه آنها به منافع مردم در محتوای اختلاف نظرها هم بسیار مهم است.

اگر اختلاف میان این دو جبهه بر سر منافع مردم حوزه انتخابیه شان باشد که قابل ستایش نیز هست اما اگر ریشه این اختلافات بر سر منافع شخصی، خانوادگی و گروهی باشد که باید چاره ای جست.

هزینه هایی که تاکنون  مردم ایران برای ایجاد و برقراری تحولات مثبت در زندگی شان پرداخته اند و هنوز هم می پردازند بیانگر این موضوع است که آنان در مسیر سازندگی میهن مصمم هستند و هرگونه مانعی را از سر راه خود برخواهند داشت پس بهتر است همه کسانی که به قصد خدمت به مردم وارد شوراهای اسلامی نشده اند بخود آیند و قبل از اینکه دیر شود یا نیت خود را تغییر دهند و خود را به خدمت مردم درآورند و یا به بهانه ای خود را از ادامه حضور در شوراها منصرف سازند.

به قول ناپلئون بناپارت: باید از سه چیز هراسید:

خشم خدا، خشم طبیعت و خشم مردم.

اینکه چه اصول و مبانی باید حاکم بر روابط بین شوراهای اسلامی شهرها و روستاهای کشور و نهادهای اجرایی آنها یعنی شهرداری ها و دهیاری ها باشد نکته حائز اهمیتی است که همه ما باید به آن توجه ویژه داشته باشیم و در چگونگی پیدایش و حل اختلافات این دو جناح اندیشه کنیم.

بی تردید اعضای شوراهای اسلامی شهرها و روستاها در مقابل دو قطب مردم و مسئولان، باید پاسخگو باشند و البته جایگاه مردم بالاتر از مسئولان است چرا که همه مسئولیت ها و مدیریتهای یک کشور برای پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم تعریف می شوند.

بر اساس همه فرضیه ها و نظریه های موجود در مدیریت شهری و روستایی چه در جنبه های علمی و چه در جنبه های عملی، این نکته بطور برجسته دیده می شود که اقتدار و صمیمیت بطور همزمان می تواند حاکم بر روابط این دو جناح باشد چرا که اگر شوراها و نهادهای اجرایی آنها اقتدار نداشته باشند در اعمال عناصر مدیریتی خود ضعیف خواهند بود و از طرفی دیگر با توجه به اینکه انسان بر اصول و مبانی اخلاقی سفارش اکید شده است باید صمیمیت در روابط بطور کامل دیده شود.

با حفظ جنبه های شکلی و ماهوی این دو واژه و همچنین در نظر داشتن نیازهای مردم و رعایت قوانین و مقررات می توان شاهد حضور پر رنگ و موثر شوراهای اسلامی و نهادهای اجرایی آنها در صحنه زندگی جمعیت حوزه انتخابیه آنها بود. ادامه دارد...

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo