X
تبلیغات
رایتل

مسئله این است: مطالبات مردم یا مطالبات نمایندگان مردم؟

چهارشنبه 10 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 17:49

 

مسئله این است: 

مطالبات مردم یا مطالبات نمایندگان مردم؟

 

شنیده ام که فردی در روزهای گذشته طرحی را به رئیس جمهوری جدید  داده و در آن به نحوه تنظیم روابط میان قوه مقننه و مجریه پرداخته است

به ذهنم آمد که من نیز روزگاری این دغدغه را در افکار خود می پروراندم و با خود می گفتم: چرا نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی اینهمه در کار دستگاههای اجرایی کشور دخالت می کنند؟ 

گاهی به این سوال اینگونه پاسخ می دادم: مردم نماینده انتخاب می کنند تا اینکه بروند و مطالبات مردمی را پیگیری کنند و دخالت های نمایندگان نیز به همین خاطر است

سوالی دیگر در ذهنم شکل می گرفت: آیا روش دیگری برای پیگیری مطالبات مردمی وجود ندارد؟ 

خب این هم یک پرسش است از نوع پرسش های منطقی که باید بطور جدی به آن پاسخ داد

مناقشات نمایندگان مردم در امور اجرایی کشور گاهی این شائبه را بوجود می آورد که اصل تفکیک قوا و استقلال آنها رعایت نمی شود و این موضوع می تواند در بلند مدت اقتدار درونی و بیرونی حاکمیت کشور را دچار مخاطره سازد

مردم مطالباتی دارند که به طور کلی به چهار دسته فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تقسیم می شود و برای رسیدن به خواسته های خود انتظاراتی را از مسئولان قوای سه گانه مطرح می کنند

اما آنچه در این میان اهمیت می یابد این است که بدانیم کدامیک از خواسته های مردم از دید مسئولان  مشروع و کدامیک از آنها نا مشروع تشخیص داده می شود چراکه در بیشتر موارد این مسئولان هستند که در مقابل مردم می ایستند و رفتاری غیرمتعارف و شاید دور از توقع مردم انجام می دهند

شناخت دقیق مطالبات مردم توسط خود آنان و مهمتر از آن دانستن شیوه های درست پیگیری مطالبات، باعث خواهد شد که کمترین استکاک بین مردم و مسئولان بوجود آید و همه پیگیریها ختم به خیر شوند اما زمانی اتفاقات ناگوار رقم می خورند که یکی از موارد فوق بخوبی روشن نشود و مردم یا مطالبات خود را ندانند و یا اینکه از شیوه های درست برای  پیگیری مطالبات خود استفاده نکنند

یکی از راههای پیگیری مطالبات مردمی، اقداماتی است که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی انجام می دهند و با قانونگذاری و نظارت بر اجرای صحیح قوانین کشور، از حقوق مردم محافظت می کنند و مانع از تضییع حقوق موکلان خود می شوند.  

اما یک سوال وجود دارد و آن اینکه به فرض محال، اگر روزی و روزگاری یکی از نمایندگان در مقابل یکی از کارکنان یا مدیران سالم دستگاه اجرایی، رفتار تزاحمی از خود نشان دهد چه باید کرد؟ و یا اینکه در زمینه انتصابات در دستگاه اجرایی بخواهد فردی را که صلاحیت ندارد در جایی بگمارد، چه عکس العملی باید صورت گیرد؟

البته اینها همه فرض محال بود و مثال، و خدا نیاورد آن روزی را که ما به این درد دچار شویم ولی معمولا برای امور محال هم باید پیش بینی کرد زیرا از قدیم گفته اند: فرض محال محال نیست.  

دخالت نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی اگر برای مطالبات مردمی صورت گیرد شاید قابل تحمل باشد اما اگر برای مطالبات خود نمایندگان این دخالت صورت گیرد البته غیرقابل تحمل خواهد بود و برای همین دلیل هم لازم است که طرح آن بنده خدایی که در ابتدای بحث به آن اشاره کردیم مورد پیگیری قرار گیرد تا کارکنان و مدیران دستگاه اجرایی با آرامش و بدور از هر گونه ترس، به انجام وظایف خود مشغول باشند و از این طریق علاوه بر حفظ قائده تفکیک قوا، فساد اداری نیز کاهش یابد

در نگاهی دقیق تر، وقتی فردی از سوی مردم به عنوان رئیس جمهوری کشور انتخاب می شود از مشروعیت برخوردار است و می تواند کلیه امورات مربوط به قوه  مجریه و دستگاه اجرایی کشور را برعهده بگیرد بنابراین، این شائبه که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، منتخب مردم هستند و به همین جهت حق دارند در مسائل مختلف دخالت دلشته باشند، خارج از تصور منطقی است زیرا رئیس جمهوری و رئیس دستگاه اجرایی کشور بر اساس قانون بوسیله رای مستقیم مردم انتخاب می شود و به این جایگاه می رسد.

اگر رئیس جمهوری کشور و دستگاههای زیرمجموعه ایشان، اختیار کامل در عزل و نصب های اداری و تشکیلاتی داشته باشند به نظر می رسد سلامت دستگاهها را می توان بهتر از امروز تضمین کرد زیرا سایر قوا و بویژه، قوه مقننه با تقویت نقش نظارتی خود می تواند مانع از بروز تخلفات و جرائم شود.

اما اگر قوه مقننه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در نصب و عزل مدیران و مسئولان اجرایی کشور نقش مستقیم داشته باشند در صورت بروز تخلفات و جرایم از سوی همان مسئولان و مدیران، هیچگاه نقش های نظارتی و بازدارنده با دقت دنبال نمی شود زیرا اگر نماینده ای با دخالت مستقیم مدیر و مسئول اجرایی را به انتصاب برساند چگونه می تواند او را تحت مکانیزم های نظارتی قرار دهد.

آنچه امروز ما شاهد آنیم، ترس برخی از مدیران و مسئولان از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی است که بیشتر نگران آنند که مبادا از اجرای خواسته های آنان سر باز بزنند و مورد خشم و غضب آنان قرار گرفته و توسط آنها از سمت و پست خود برکنار شوند!

در این حالت دستگاههای اجرایی بجای اینکه از تشکیلات مافوق خود حساب ببرند از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بیشتر حساب برده و بدین ترتیب مدیریت های اجرایی سازمانها و وزارتخانه های تحت مدیریت رئیس جمهوری به ناکارآمدی سوق می یابند.

بخش عمده ای از ناکارآمدی دستگاههای اجرایی کشور در پاسخگویی به مطالبات مردمی ناشی از این پدیده است.

حال شما تصور کنید که دستگاههای اجرایی کشور در عزل و نصب مدیران و مسئولان خود بطور کامل استقلال داشته باشند و هیچ دخالتی را از سوی قوای دیگر نپذیرند و براساس قوانین و مقررات حاکم بر دستگاههای اجرایی به کار و فعالیت بپردازند و در این راستا، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با دقت نظر کامل، کمیت و کیفیت فعالیت دستگاههای اجرایی کشور را زیر نظر گرفته و با مشاهده انحرافات احتمالی از ظرفیت های قانونی خود استفاده کنند و بموقع تذکرات خود را به وزرا و رئیس جمهوری اعلام کنند و در صورت عدم توجه به تذکرات نمایندگان از سوی دستگاه اجرایی، دست به اقدامات قانونی بزنند، آیا این پسندیده تر، معقول تر و منطقی تر نیست؟

آیا اگر این تصور تصدیق شود و مفاهیم آن مصداق یابند، کارآمدی دستگاه های اجرایی چند برابر افزایش نمی یابند؟

نکته دیگری که به ذهن می آید این است که به همان مقداری که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در امور دستگاههای اجرایی دخالت می کنند و برایش وقت و انرژی مصروف می دارند، به همان اندازه برای پرداختن به وظایف اصلی خود که قانون برایشان مقرر کرده است، وقت و انرژی کم می آورند و این موضوع یادآور بحث مهمی به نام حق الناس است.

طرح تنظیم روابط قوای مجریه و مقننه برای شناسایی و پیگیری دقیق مطالبات مردمی و شناخت مکانیزم های درست و منطقی آن، نکته ای است که باید از سوی دولت جدید، مورد استقبال قرار گیرد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo