X
تبلیغات
رایتل

فرار مغزها و منافع ملی ما!

دوشنبه 28 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 23:33

فرار مغزها و منافع ملی ما!

فرار مغزها پدیده ای است که بر اثر بروز آن، افرادی که از توانمندیهای ویژه در زمینه های علوم مختلف برخوردارند از یک نقطه جغرافیایی به نقطه دیگر مهاجرت می کنند و بطور طبیعی، مردم نقطه مبدا از آثار مثبت وجودی آنها محروم شده و در مقابل، جمعیت منطقه هدف، از آثار آنها بهره مند می شوند.

شاید بتوان تعریفی بهتر از آنچه در بالا آورده شد برای فرار مغزها در نظر گرفت اما با توجه به اینکه سالها است که مردم در باره این موضع مطالب زیادی شنیده و خوانده اند دیگر نیازی به توضیح بیشتر در باره ماهیت فرار مغزها نیست.

در باره علل و عواملی که باعث بروز چنین حالتی می شود مطالب زیادی گفته و نوشته شده است و ما نیز قصد نداریم بطور مشروح به آنها بپردازیم بلکه می خواهیم از منظری نو و کاملا متفاوت به مقوله فرار مغزها نگاهی داشته باشیم.

بطور معمول، مهاجرت به دلایل مختلف انجام می شود که یکی از رایج ترین آنها نبود امکانات است که هر کسی امکانات را با توجه به وضعیت خود تعریف می کند.

در گذشته های دور بیشترین مهاجرت ها برای یافتن آب و غذا برای انسانها و حیوانات و در بسیاری موارد برای رسیدن به زمین حاصلخیز برای کشاورزی انجام می شد اما در دنیای امروز نیازهای دیگری برای انسانها انگیزه مهاجرت شده است که در گذشته چنین نیازهایی وجود نداشت، به عنوان مثال می توان به امکانات تحصیلی و یا بهداشت و درمان اشاره نمود.

توجه به این موضوع حائز اهمیت است که بنیان مهاجرت همان واژه نیاز می باشد که به صورتهای مختلف نمود می یابد و انسان ها را مجبور به جابجا شدن می کند تا زمانی که در نقطه مطلوب استقرار پیدا کند.

در برخی از کشورها فرار مغزها بعنوان یک پدیده زشت شناخته می شود زیرا معنایی که از این پدیده به ذهن می آید مهاجرت ناشی از جبر است و این معنا در مقابل مهاجرت خارج از جبر و با اختیار قرار دارد.

آنچه این دو را از هم متمایز می سازد جبر و اختیار است و این دو واژه تعیین کننده نوع مهاجرت می باشند.

از سوی دیگر، زمینه های بوجود آمدن جبر و اختیار در جوامع مختلف، نقطه تمایز دیگری است که ریشه در مکانیزمهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن جامعه دارد.

آسیبهای ناشی از فرار مغزها بر پیکره جوامعی که این پدیده در آنها رخ می دهد تقریبا جبران ناپذیر می باشد و اگر هم قابل جبران باشد زمان زیادی را برای جبران، طلب می نماید.

این نکته را هم باید بر نکات دیگر افزود که تکرار وقوع پدیده فرار مغزها هم به نوعی باعث عادی شدن این رویداد در دنیا گردیده است.

اما بحث مورد نظر ما که می خواستیم از منظری دیگر و متفاوت از دیگر مناظر مربوط به پدیده فرار مغزها به آن بپردازیم این است که زمانی هم فرا می رسد که یک متفکر و اندیشمند بدون آنکه از حوزه جغرافیایی که در آن زندگی می کند به نقطه ای دیگر مهاجرت کند، از جامعه جدا می شود و به گوشه نشینی رو می آورد و به همین دلیل جامعه نمی تواند از فواید او بهره مند گردد.

نگاه متفاوت به فرار مغزها این است که در یک کشور انسانهایی که بلند، عمیق و گسترده می اندیشند و افکار آنها می تواند جامعه را از جنبه های مختلف متحول سازد، فرصت پیدا نمی کنند تا در عرصه های مورد نظرشان حضور یابند و آنچه را که می خواهند، بر اساس اندیشه های خود به ظهور و ثبوت برسانند، بنابراین مجبور به مهاجرت می شوند اما به دلایل مختلف موفق به این کار نمی شوند و یا هیچگاه به فکر مهاجرت هم نمی افتند و گوشه نشینی اختیار می کنند.

این حالت زمانی رخ می دهد که قدرت جذب و نگهداری اندیشمندان و متفکران از سوی مراکز علمی از بین می رود و یا حتی قدرت دافعه باعث ترد و خانه نشینی آنها می شوند.

این پدیده را نیز باید  به تعبیری دیگر، فرار مغزها دانست زیرا در اینجا نیز بهره مندی جامعه از فواید اندیشمندان از بین می رود.

افرادی که ما در اصطلاح آنها را مغز می نامیم کسانی هستند که عناصر لازم و ضروری برای تولید انرژی در جامعه می باشند و همانگونه که در نیروگاهها، انرژی برق به وسیله آب، باد و غیره تولید می شود در جامعه نیز انرژی های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توسط افراد متفکر و اندیشمند تولید می گردد.

اگر به نیروگاههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه سوخت نرسد چگونه می توان از آنها تولید انرژی را انتظار داشت؟

آیا خانه نشینی اندیشمندان و متفکران جامعه مصداقی از فرار مغزها نیست؟

چه تفاوتی بین فرار مغزهای رایج و شناخته شده با پدیده مذکور وجود دارد؟

بارها این موضوع توسط نگارنده مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفت که چگونه می توان ضررهای ناشی از فرار مغزها را اندازه گرفت؟

در گامی دیگر، آیا می توان به یک موضوع خاص به عنوان علت اصلی این پدیده اشاره کرد؟

پاسخ به پرسش های فوق مجموعه ای از اطلاعات را فراهم خواهد ساخت که در این نوشتار هرگز نخواهد گنجید لذا برای این منظور نوشتار دیگری را باید رقم زد.

پس تا بعد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo