X
تبلیغات
رایتل

مدیریت پسماندهای سیاسی

سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 17:20

 

مدیریت پسماندهای سیاسی

 =============================

زندگی اجتماعی انسانها از ابتدای خلقت تاکنون دستخوش تغییرات و تحولات مختلفی شده است که بسیاری از این تحولات ناشی از مسائل طبیعی بود که جامعه بشری را تحت فشارهای خود قرار می داد. ظهور و ثبوت طبقات اجتماعی از ابتدای شکل گیری بصورت طبیعی پدید می آمد و بعدها فرزانگان اقوام و طوایف با تدابیری که می اندیشیده اند مسبب ساماندهی طبقات اجتماعی می شدند، هر چند اقدام آنها نیز نوعی رفتار جبری و نه از روی اختیار تلقی می شد.

پس تردیدی وجود ندارد که پدیده ای بنام طبقات اجتماعی امری بدیهی و اجتناب ناپذیر است و هرگز نمی توان وجود آن را نادیده گرفت و از اثرات آن غافل ماند. اندیشمندان علوم اجتماعی و جامعه شناسان از گذشته تا حال، مشغول بررسی چگونگی شکل گیری طبقات اجتماعی و اثرات هر یک از آنها بر دیگر طبقات هستند و در این راه به معلومات حائز اهمیتی دست یافته اند و همچون دانشمندان علم ژنتیک می روند تا علل و عوامل ناهنجاریهای اجتماعی را که ریشه اصلی تولید انواع جرائم می باشند و منشا آنها در چگونگی شکل گیری طبقات اجتماعی وجود دارد را روشن سازند.

برخورد اندیشمندانه پژوهشگران با موضوعات اجتماعی  و سرعت بروز و ظهور عوارض منفی ناشی از شکل گیری طبقات اجتماعی از ابتدا دچار ناهماهنگی و عدم توازن شد و به همین دلیل جوامع مختلف به انواع مشکلات و آسیب ها مبتلا شدند و اگر بخواهیم بر مشکلات چیره شویم باید سرعت کار و فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه علوم اجتماعی را افزایش دهیم تا به تناسب سرعت ظهور عوامل جرم زا، روند حرکتهای سازنده را منطقی تر سازیم و علاوه بر آن نتایج علمی و پژوهشی دانشمندان علوم اجتماعی نیازمند برنامه ریزی برای اجرا و تسری آن بر همه طبقات اجتماعی است که این جریان زمان قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد.

بررسی دلایل بروز عوارض منفی از چگونگی شکل گیری طبقات اجتماعی مستلزم پرداختن به مباحث روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی، و مجموعه معلومات و دست آوردهای علمی در حوزه علوم اجتماعی می باشد که از حوصله این نوشتار خارج است و ما تنها باید به اختصار به بخشهای محدودی از آن موارد اشاره داشته باشیم.

شاید بتوان با قاطعیت گفت که یکی از عوامل مخرب نظم اجتماعی که باعث بروز انواع و اقسام رفتارهای ناهنجار می شود، تبعیض است. تبعیض که در واقع تفاوت افراد در میزان بهره مندی از فرصت ها و امکانات می باشد باعث رشد و طغیان عقده های روانی در درون افراد جامعه می شود و بر اثر بروز رفتارهای اعتراضی نظم اجتماعی دچار اختلال می گردد. اغلب بحرانهای اجتماعی که ریشه در عقده های روانی بوجود آمده از تبعیض دارند مراکز قدرت و ساماندهی جامعه را هدف حملات خود قرار می دهند و به همین دلیل منشا تحولات عمده و گسترده نیز می شوند.

اختلاف و شکاف طبقاتی که در عصر حاضر به یکی از مشکلات اصلی جوامع تبدیل شده نیز ناشی از تبعیض و اثرات آن است که اگر مدیران امور اجتماعی به این موضوع اهمیت ندهند می بایست خود را برای مقابله با یک بحران بزرگ و تحول زا آماده کنند.

در ابتدای بحث اشاره ای جزئی به طبیعی بودن شکل گیری طبقات اجتماعی داشتیم که توضیح آن اندکی زمانبر و خارج از گنجایش این نوشتار است اما تذکر این نکته نیز لازم است که بدانیم کنترل و مدیریت طبقات اجتماعی با روشهای نوین می تواند مانع از بروز بسیاری از بحرانها گردد.

یکی از راههای کنترل چالشهای موجود در طبقات اجتماعی مدیریت پسماندهای سیاسی است که بطور اختصار به تشریح آن خواهیم پرداخت. تردیدی وجود ندارد که در هر جامعه عده ای از افراد در سطح حاکمیت و رهبری قرار می گیرند و بطور طبیعی از فرصتها و امکاناتی برخوردار می شوند که سایر افراد به آنها دسترسی نخواهند داشت و این موضع به مرور زمان تبدیل به یک نظم تعریف شده  و در چارچوب مسائل پذیرفته شده مردم قرار می گیرد و همه می پذیرند که افراد حاکم حق دارند بر امکانات و فرصتهای موجود تسلط داشته باشند تا بتوانند بخوبی رهبری جامعه را برعهده گرفته و به نتایج مطلوبی دست یابند.

از طرفی پذیرش اجتماعی این موضوع مشروط بر این است که مردم نیز به سرعت قابل قبولی در مسیر حرکت از شرایط موجود به سمت شرایط مطلوب برسند و اگر این اتفاق برای مردم بوجود آید هیچ چالشی بر سر راه حاکمان جامعه بوجود نخواهد آمد اما در مقابل اگر مردم شاهد بهبود وضعیت زندگی خود نباشند بروز بحرانهای اجتماعی حتمی خواهد بود.

به عبارت دیگر بهره مندی افراد حاکم از امکانات بیشتر می بایست دارای توجیه منطقی برای افراد جامعه باشد و آنها را مجاب سازد. در بسیاری از موارد مردم شاهد این موضوع هستند که افرادی در بخشهای مدیریتی قرار می گیرند و صاحب امکانات و فرصتهای ویژه می شوند و در مقابل هیچ اثر مثبتی که به نفع مردم باشد از خود بجا نمی گذارند. این موضوع باعث بوجود آمدن احساسات منفی نسبت به مدیران مذکور می شود و به مرور زمان به طغیان و جریان مخرب اجتماعی تبدیل می گردد که در این وضعیت چاره ای جز مقابله با ریشه های بحران وجود ندارد.

در زمینه مقابله با ریشه های بحران عده ای به اشتباه با عواملی که خود معلول علت های دیگر هستند برخورد می کنند و این موضوع باعث افزایش سطح، عمق و ارتفاع اعتراضات اجتماعی گشته و ضمن آنکه مشکلی را حل نمی کند بلکه خود عامل بوجود آمدن بحرانهای جدیدتر می شود.اگر با دقت به مطالعه ریشه های اصلی بحرانهای اجتماعی بپردازیم در خواهیم یافت که عوامل اصلی بروز بحرانهای اجتماعی پسماندهای سیاسی هستند.

پسماند سیاسی چیست و پسماندهای سیاسی چه کسانی هستند؟

واژه پسماند بطور عمومی به موادی گفته می شوند که از مواد مثبت موجود در طبیعت جدا می شوند و ماندگاری و عدم رسیدگی و توجه علمی به وجود آنها بحران آفرینیهایی را در بر خواهد داشت. موارد رایج در استفاده از واژه پسماند در جامعه امروزی اغلب در زمینه انواع زباله ها و مواد جامد، مایع و گازهای مضر و آسیب رسان بر سلامت افراد اجتماع بکار می رود و این در حالی است که با بهره گیری از واژه مدیریت و بازیافت مواد مضر به پدیده های دارای فایده تبدیل می شوند و اما در نهایت بخشی از پسماندها تنها باید دفع شوند تا مخاطرات ناشی از وجود آنها از بین بروند.

چنین وضعیتی برای پسماندها غیر قابل اجتناب است و پذیرفتن این حقیقت که اگر پسماندها مدیریت نشوند حیات کره زمین را با خطرات جدی مواجه خواهند ساخت امری الزامی است. حال باید دید منظور از پسماندهای سیاسی چه کسانی هستند و چگونه این پدیده های مضر بوجود می آیند.

دنیای سیاست که همچون اقیانوس مواج و پر تلاطم که بطور شبانه روز کشتی های زیادی در رفت و آمد هستند و هر یک از کشتیها با مقاصد مختلفی اقیانوس پیمایی می کنند پر از حوادثی است که زندگی انسانها را تحت الشعاع خود قرار می دهد. برخی از حوادث چالشهایی را بوجود می آورند که مدیریت آنها به سادگی امکان پذیر نیستند و نیاز به دانش و تجربه ای سنگین دارند تا با بکار گیری آنها چالشها به فرصتهای مفید تبدیل شوند و آثار خوبی از خود برجا بگذارند.

انسانهای زیادی وارد عرصه سیاست می شوند و هر یک از آنها دارای مقاصد خاصی می باشند اما همچون کشتی هایی که در میان اقیانوس گرفتار حوادث ناگوار می شوند با مشکلات کوچک و بزرگ روبرو می شوند و با شکست روبرو می گردند.

اما خیلی از افراد حاضر در سیاست هیچگاه پذیرای شکست نیستند و با برهم زدن قوائد بازی تلاش می کنند تا به هر قیمتی که باشد پیروزی را از آن خود سازند.

آنان اندیشه هایی در سر می پرورانند که هیچگاه با منافع عمومی جامعه که فلسفه اصلی بوجود آمدن مسئولیت ها و پست ها می باشد سازگاری ندارد و در راه رسیدن به مقاصد خود در برابر ملت ها نیز می ایستند.

حرکت غیر منطقی آنها در جامعه باعث بوجود آمدن امواج سهمگین و مهلک می شود و بسیاری از منابع ثروت  را از بین می برد. آنها هیچ پروایی ندارند که آینده و سرنوشت ملت چه خواهد شد و چه بر سر ثروتهای ملی که سهم آیندگان نیز هست خواهد آمد.

چنین افرادی را به حق می توان پسماند سیاسی نامید زیرا از مرحله ای که می توانستند برای مردم مفید باشند خارج شدند و ادامه حضور آنها نتیجه ای جز بدبختی و فلاکت برای مردم ببار نمی آورد.

مدیریت چنین افرادی نیازمند برنامه ریزی بلند مدت برای کلیه اموراتی که به این موضوع مرتبط است می باشد و روش مدیریتی پسماندهای سیاسی نباید منفعلانه و پس از وقوع حوادث ناگوار باشد بلکه با پیش بینی همه فرایندهای مربوط به حضور افراد در عرصه سیاست می توان از بسیاری از حوادث مخرب پیشگیری کرد.

درادامه بحث به گروه دیگری می رسیم  که بواسطه وابستگی به افراد مسئول در رده های مختلف برای خود حقوقی قائلند که قانون برای آنها در نظر نگرفته است و در واقع حقی ندارند که قانون برای آنها در نظر بگیرد اما آنها بر این مسئله پافشاری دارند که نزدیکی و وابستگی آنها به مسئولان بخودی خود برای آنها تولید حق می کند و به همین منظور بر امکانات و فرصتهای مختلف فرهنگی، اجتماعی،اقتصادی و سیاسی چنبره زده و از مزایای آنها به حد کافی بهره می برند و در این راه مانع تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی می گردند.

این موضوع عامل تزلزل و فروپاشی بسیاری از حکومتها در طول تاریخ بوده و همچنان نیز این سیر ادامه دارد و می رود تا تاروپود بسیاری از قدرتها را در هم شکسته و نظام حاکمیتی کشورها را دچار تغییرات و تحولات عمیق سازد.

این گروه از پسماندهای سیاسی دارای قوائد خاصی در بازی سیاست نیستند چون از بنیان سواد سیاسی ندارند و برای رسیدن به اهداف خود قوائد خود ساخته تعریف می کنند و چه بسا این قوائد را در مجموعه هایی که تحت فرمان خود قرار داده اند جاری و ساری می سازند.

برخورد با این گروه بسیار دشوار است و به عبارتی می توان گفت تا حدودی غیر ممکن است زیرا هر حرکتی علیه آنان به اشتباه اقدام علیه خود مسئولان تلقی می شود و عوامل حرکت را در مقابل مجازاتهای سنگین قرار می دهد.

 اگر مسئولان هر کشوری به این موضوع توجه داشته باشند که تا چه اندازه این نوع پسماندها در براندازی آنها و حکومتهایشان نقش دارند هرگز اجازه نخواهند داد که چنین پسماندهایی بوجود آیند.

شاید عوامل حرکت علیه پسماندها هم بی تقصر نباشند چرا که در آگاهی بخشی مسئولان نسبت به آنچه در انتظارشان است موفق نیستند و این موضوع یکی از نقاط ضعف عوامل مذکور به حساب می آید.

ادامه دارد...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo