X
تبلیغات
رایتل

مخاطب، گیشه و تکنولوژی در فیلم و سینما (پاسخ به نظر یک مخاطب)

سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:34

 

مخاطب، گیشه و تکنولوژی در فیلم و سینما (پاسخ به نظر یک مخاطب)

============ 

مخاطب عزیزی در باره مطلب «صدا، دوربین، اکشن» یادداشت گذاشته اند:

سلام
نوع نگاه شما و دید وسیع شما نسبت به موضوع فوق قابل تحسینه . اما چند سئوال پیش می آد :
۱ - با توجه به قدرت بالای این هنر در تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی راهکار ورود محصولات ما به دنیای غرب چیه ؟
اصلا آیا ما میخوایم وارد رقابت بشیم یا نه ؟ مشکل از کجاست ما هنوز به اون علم تکنولوژی نرسیدیم یا اصلا به این وادی فکر نمیکنیم .
بحث بعدی که مطرح میشه اینه که شما عنوان کردید ایده خوب برای فیلم سازی باید در برگیرنده نیاز مخاطبان باشه .
منظور پرداختن به گیشه است ؟ یعنی با توجه به نیاز مخاطب ما ایده پردازی کنیم ؟
در ضمن بابت وبلاگتون هم تبریک میگم بسیار پر محتواست .  

سعید 

============  

با سپاس از این دوست عزیز و اما پاسخگویی:   

پرسش نخست؛

۱ - با توجه به قدرت بالای این هنر در تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی راهکار ورود محصولات ما به دنیای غرب چیه ؟

پاسخ: 

مردمی که در دنیای غرب زندگی می کنند، هیچگاه بی نیاز از موضوعاتی که در منطقه شرق کره زمین جزئی از زندگی مردم آن است، نیستند. 

به عبارت دیگر، برای مخاطبان غربی بسیار جذاب خواهد بود که سینماگران شرقی، همه آنچه را که در شرق می گذرد جلوی دوربین برده و صحنه های جدیدی از آنچه ممکن است که آنها تاکنون ندیده باشند را به آنها نشان دهند. 

تحریک احساسات غربی ها و ایجاد گرایش های استفهامی به سمت و سوی شرقی نیز می تواند یکی از برنامه های ما شرقی ها برای برانگیختن ذوق سینمایی غربی ها و علاقه مند سازی آنان به آنچه که ما از آنها به عنوان ارزشهای انسانی یاد می کنیم باشد. 

بررسی تحلیلی فیلم های موفق شرقی ها در غرب به ما نشان می دهد مردمی که در غرب زندگی می کنند در کنار فیلم های پر سروصدا و آغشته به تکنیک های پیچیده سینمایی، نیازمند به محصولات سینمایی ساده و پر محتوا نیز می باشند و هر سینماگری بتواند در نهایت سادگی، عمیق ترین تصاویر و مفاهیم را در فیلم خود به آنان نشان بدهد موفق تر خواهد بود. 

گزینش موضوعات مورد علاقه غربی ها توسط سینماگران شرقی و دقت در ارائه آن موضوعات با استفاده از تکنیک های مدرن فیلم و سینما یکی از دغدغه های اصلی فیلمسازان شرقی محسوب می شود. 

در این میان حساب ما ایرانی ها با سایر مردم شرق کمی متفاوت تر است. 

ویژگیهایی که از ما ایرانی ها در حوزه های چهارگانه فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در دنیای معاصر به ثبت رسیده است می تواند دست مایه فیلم سازان ما قرار گیرد که پرداختن به این مسئله فرصت دیگری را طلب می کند که اگر علاقه مند باشید در آینده می توانیم به تشریح آن بپردازیم.  

پرسش دوم؛   

اصلا آیا ما میخوایم وارد رقابت بشیم یا نه ؟ مشکل از کجاست ما هنوز به اون علم تکنولوژی نرسیدیم یا اصلا به این وادی فکر نمیکنیم . 

پاسخ:  

این مسئله بستگی مستقیم به اهداف و انگیزه های ما برای جذب مخاطب بیشتر در غرب دارد. 

بی تردید اگر بخواهیم در غرب مخاطب داشته باشیم می بایست اسباب آن را نیز فراهم سازیم. 

تجربه به ما نشان می دهد که هرگاه نیاز برای رسیدن به یک هدف هر اندازه جدی باشد، دستیابی به ابزار مورد نیاز برای رسیدن به هدف نیز سرعت بیشتری خواهد یافت. 

تکنولوژی در فیلمسازی آنقدرها دور از دسترس نیست که ما ایرانی ها نتوانیم به آن دسترسی پیدا کنیم. 

ما می توانیم به همه آنچه غربی ها به آنها دسترسی دارند برسیم و این یک شعار نیست بلکه واقعیتی است که در عرصه های دیگر بارها به اثبات رسیده است.  

پرسش سوم؛ 

بحث بعدی که مطرح میشه اینه که شما عنوان کردید ایده خوب برای فیلم سازی باید در برگیرنده نیاز مخاطبان باشه .
منظور پرداختن به گیشه است ؟ یعنی با توجه به نیاز مخاطب ما ایده پردازی کنیم ؟ 

پاسخ:  

باید دید که منظور شما و من از نیاز مخاطبان چیست؟ 

نیازهای مخاطبان به دو دسته نیازهای محسوس و نیازهای نامحسوس انشعاب می یابند و هر یک از آنها در برگیرنده نیازهای درونی و بیرونی و همچنین فردی و اجتماعی مخاطبان است. 

اگر اعتقاد داریم که ایده ها باید برطرف کننده نیازهای مخاطبان باشد منظور گیشه نیست. 

گیشه در زمان حاضر معنای عجیبی به خود گرفته است که ما به آن اعتقاد نداریم. 

مخاطب شناسی پهنای باد وسیعی دارد که وسعت آن به اندازه طول و عرض وجود روحانی انسانهای کره زمین است.  

ما دارای فرهنگ و تمدن بی نظیر در جهان هستیم و همه ملل دنیا به آن اذعان دارند اما از توسعه و پیشرفت عقب مانده ایم که باید هرچه زودتر فاصله خود را با جهان پیشرفته به حداقل ممکن برسانیم. 

یکی از ابزارهای توسعه و پیشرفت، فیلم و سینما است که ما می توانیم با یهره گیری از قدرت نفوذ آن، وجدان های خفته افراد جامعه را بیدار سازیم و برای رسیدن به اهداف توسعه به حرکت در آوریم.  

جنبش نرم افزاری مردم ایران برای رسیدن به توسعه پایدار را می تواند سینما رهبری کند و این یک اقراق نوشتاری نیست بلکه یک باور است که باید مبانی اعتقادی آن تجزیه و تحلیل شود. 

شناخت نیازهای مخاطب به معنای پرسش مستقیم از خود مخاطب نیست بلکه بررسی علمی و نامحسوس مخاطبان و نیازهای آنها است که شاید تاکنون آنچنان که باید و شاید صورت نگرفته است. 

بیمار سرماخورده ای را در نظر بگیرید که وقتی از او می پرسید برای خوردن و نوشیدن به چه چیزهایی میل دارد به شما چیزهایی را می گوید که پزشک آن بیمار، آنها را منع کرده است و وقتی می خواهی خوردنی ها و نوشیدنی های تجویز شده توسط پزشک را به بیمار بخورانی، او با تمام وجود مانع می شود. 

فاصله میل و خیر مخاطب را شاید بتوان به عنوان فاصله معنوی گیشه با نیازهای اساسی مخاطبان در نظر داشت و نسبت به آن حساسیت قائل شد.  

نتیجه گیری نهایی: 

در باره صنعت سینما می توان مطالب زیادی نوشت اما چه خوب است که اهالی سینما با جدیت و صمیمیت هر چه تمام تر گردهم آیند و بطور شمرده و حساب شده موضوعات را بررسی و تجزیه تحلیل کنند و آنگاه برای برون رفت از مشکلاتی که همه به آنها اشاره دارند برنامه ریزی موثر انجام دهند. 

فضای هنر در ایران آغشته به تنگ نظری های بنیان برکن است و پیش از هر چیز باید جامعه شناسان حوزه هنر برای رفع آن تصمیمات جدی اتخاذ کنند. 

مسئولان نیز نباید به اختلافات موجود دامن بزنند بلکه برای کاهش و رفع معضلات موجود از هیچ تلاشی دریغ نورزند. 

علوم انسانی در این زمینه راهکارهای مناسبی در نظر دارد که همه ما باید به آنها توجه داشته باشیم. 

بار دیگر از بینش شما مخاطب ارجمند، سعید عزیز، برای وقتی که گذاشته اید و نظر خود را با پرسش های مهم ارائه فرمودید، سپاسگزاری ویژه دارم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo